تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 202

مساهمون:

صمقدمه ٢٠٢
مولانا كمال الدّين ابو الخير كه سرآمد علماى زمان بودند تشريف بردند . خدمت مولانا در نهايت استعداد و صفاى فطرت ايشان مطلع گشته بمبالغهء عظيم در بلخ نگاه داشتند و بخاطر ايشان مجالس درس انعقاد فرموده . آن جناب هدايهء فقه و حاشيهء مطالع پيش مولانا شروع كردند و جمعى از اهالى به آن درس حاضر مىشدند و هرگاه ايشان پيش مولانا تشريف مىآوردند چون نظر مولانا بر ايشان مىافتاد با آنكه يك پاى مولانا از كار رفته بود و در نشستن يك‌پا دراز كرده مى نشستند و در مقام محنت بسيار مىكشيدند به مجرد ديدن ايشان برمىخاستند . عرق حسد اهالى و موالى در حركت آمده بعرض رسانيده‌اند كه چون است كه براى هيچ‌يك از مخاديم تعظيم نمىكنند چون فلان كس از دور پيدا مىشود تعظيم مىكنند . مولانا فرموده‌اند كه چون نظر من به ايشان مىافتد بىاختيار برمىخيزم و چون ياران ديگر مىآيند مىخواهم كه پاى ديگر را هم دراز كنم . هم در آن رسالهء قدسى مقاله مستور است كه چون ايشان از بلخ بسمرقند تشريف آوردند چندگاه بافاده و استفاده اشتغال داشتند . در عين گرمى مطالعه ميل 1 صحبت ارباب حال در خاطر افتاده ترك درس نموده بخانقاه حقايق پناه ارشاد دستگاه قبلهء ارباب ارشاد حضرت مخدومى خوارزمى قدس سره رفته مريد ايشان شده در سلك صوفيان انتظام يافتند جماعه مىبوده‌اند . هرچند شركا و اساتذه دلالت بطريقهء سابقه مىنمودند مفيد نمىافتاد تا آنكه حضرت مخدومى متوجه بخارا شدند و در بخارا بسعى بعضى اعزه كه از كيفيت حال ايشان مطلع بوده باز بر سر افاده آمده‌اند و در بخارا و سمرقند و بلخ شهرت ايشان شده و عبد العزيز خان كه والى وقت بود خواهان ملاقات گشته اشارت باحضار علماى عاليشان نمود و بعد از انعقاد مجلس سخنان در ميان آمد و در آن مجلس عالى غايت حدت طبع و نزاكت فهم و استحضار و كيفيت ايشان بر همگنان بوضوح رسيد و همه معتقد برخاستند و خان را به ايشان اخلاصى بهم رسيده ، چندگاه در بخارا بافاده مشغول بودند . پس از آن بسمرقند