كلمه 37 در بعضى مسودات قدسى آيات ثبت فرمودهاند علامت اين سعادت [ 282 ] تبريد 1 دل است از مجموع نعم دنيوى و اخروى و گذشتگى و بىنيازى از مجموع احوال و مشاهدات و انجذاب و قلق بجناب احديت .
كلمه 38 حاصل اين موطن سلوك و جذبه است هرگاه ببركت اختلاط خاص 2 طالب كسب 3 جذبه كه ميل و محبت ذاتى است بكند و 4 قوت 5 گيرد سلوك كه نفى صفات بشريه است به حكم جذبة من جذبات الرحمن توازى عمل الثقلين دست دهد بلكه اين روش خوشتر از آنست كه به خود نفى لوازم بشريه كند . حد معتدل در صفات نگاه داشتن كارى است نه به قوت بازوى سالك .
كلمه 39 عنايت * برگزيدگان و التفات 6 خاطر ايشان سر همهء سعادتها است ، دوران را 7 در راه و مستعدان را آگاه مىسازد ، خصوصا كه اين توجه بصحبت و نشست و خاست جمع شود آهسته بيار مىاندازد . مقناطيس اسرار و اطوار است .
نار خندان باغ را خندان كند * صحبت مردانت از مردان كند
كلمه 40 هم * در بعضى مكتوبات رقم 8 فرمودهاند كه سنة 9 اللّه بر اعتبار واسطه و برزخيت او رفته . ازو چشم پوشيدن و او را در ميان نديدن 10 مورث عدم ترقى است و اگر بناگاه به حكم يقين 11 انحرافى در باطن 12 واسطه پيدا شود بركت از ميان برخيزد هرچند كه الفانى 13 لا يرد الى اوصافه مقرر است و بىشبهه 14 اين طريق پيش خدا و رسول نامرضى و نامقبول است . ادب معلم اطفال تا چه حد نگاه [ 283 ] مىبايد داشت . استاد طريقت كه ناودان فيض و دبستان كشف و شهود باشد هرآينه برزخ الوهيت خواهد بود .
پير من و خداى من ، از تو به حق رسيدهام * من لم يشكر الناس لم يشكر اللّه *
كلمه 41 * در بعضى مكتوبات 15 ثبت فرمودهاند شاهد دل را وجوه كثير است بهر وجهى مايل مشاهد 16 است آن لطيفهء روحى است كه راه خاص او جز احديت صرف 17 نيست ، زندگى و مردگى آدميان منوط و مربوط به همين رفتار است .
كلمه 42 هم * در مكتوباتست كه احتياط در لقمه پراكنده و اجتناب از