تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 158

مساهمون:

صمقدمه ١٥٨
آثار نجابت و علامات خلافت از ايام طفلى باز از چهرهء مبارك سلطان آفاق ظاهر بوده و عام و خاص را رجوعى تمام بدرگاه معلاى وى 1 . چون در سال هزار و سيزده ابو الفتح جلال الدّين اكبر پادشاه ازين عالم فانى بسراى جاودانى انتقال فرمود بمقتضاى 2 وراثت حسبى و نسبى پادشاه وقت بر سرير مملكت متمكن گشت 3 و ملوك و امرا 4 و سادات و علما 5 و جميع طوايف انسانى بسلطنت وى خوش‌دل شدند و به 6 نيروى طالع و قوت بخت و فكر صايب 7 و عقل درست و عدالت نوشيروانى و سخاوت حاتمى و جهانگيرى سكندرى و شيردلى رستمى و فكر فلاطونى از قندهار و اقصاى 8 سند [ 260 ] تا درياى 9 عمان و از كابل تا سرحد بنگاله و گجرات و دكن به‌يك‌بار چهار دانگ هندوستان جمله 10 در حيطهء تصرف فرمان‌برداران اين درگاه معلى درآمد و روز به روز مملكت بندگان حضرت اعلى فراخ‌تر و گشاده‌تر و ملكى تازه مسخر مطيعان او 11 مىشود . لله در من قال 12 :
با وجود طول عمر از خسروان كس را 13 نشد * آنچه او را شد ميسر ز اول عهد شباب
و آنچه از اسباب عظمت و ابهت و شوكت و جهانگيرى و جهاندارى در حيطهء اقتدار 14 و تصرف بندگان اين درگاه است از حد حصر و احصا 15 متجاوز است و تفصيل احوال آن حضرت را مجلدى علىحده 16 بايد . اگر توفيق يافت بعد از اتمام اين رساله بمآثر جهانگيرى مشغول شود ، اين محل ذكر آن نيست .

شيخ عبد الواحد اجودهنى قدس سره

مردى عزيز و متبرك بود و مشايخ بسيار را ملازمت كرده و به حضرت خواجهء ما قدس سره الاقدس نهايت اخلاص و 17 محبت داشته و آن حضرت نيز در رعايت خاطر 18 شيخ مىكوشيدند و غايت التفات و مرحمت داشتند . وفاتش در سال هزار و نوزده بوقوع آمد 19 . از وى منقول است كه من در ديدن ماه نو 20 وسواس داشتم [ 261 ] كه بعد از ديدن آن روى 21 مردى نيك ببينم . اول آن‌چنان كسى را پيدا مىكردم بعد از آن ماه مىديدم . يك‌بار بىخواست 22 من نظرم بر ماه افتاد خواستم چشم بپوشم تا بر 23 كسى كه موافق طبع من نباشد نظر نه افتد 24 .