درون خانه نيز به همان طريق بودى . زبان وى دايم بذكر اللّه مىگشت . وفات او در نهصد و سى و چهار بوقوع انجاميد .
شيخ يوسف قتال قدس سره
صاحب * رياضات و مجاهدات كثيره بود . در 1 سلك مريدان قاضى جلال الدّين لاهورى كه [ 194 ] صهر وى بوده انتظام دارد . از 2 وى كرامات و خوارق عادات 3 مروى است . در اخبار الاخيار مسطور است كه وى در هفت پل كه يكى از عمارات سلطان محمد تغلق است مشغول بودى و رياضات 4 كشيدى تا وقتى كه يكى از اوليا به سروقت وى رسيد و نعمتى حوالهء وى كرد و ببعضى امور اشارت نمود . چون بموجب اشارت وى كار كرد به مقصود رسيد . وفاتش 5 در عهد ظهير الدّين بابر پادشاه ، در سنهء ثلث و ثلاثين و تسعمائه بوقوع آمد ، پيش از يك سال از 6 وفات 7 شيخ ادهن . عرس وى در بيست و نهم ذىالقعده است . روضهء وى * هم در آن هفت پل كه مىبود ، واقع 8 است . من فوائد انفاسه الشريفة و آن در ضمن چهار كلمه ايراد مىيابد .
كلمه 1 اگر محب به دنيا و آنچه دروست بقبول نظر كند از خلعت ديدار محروم ماند و اگر از دنيا و آنچه در دنياست نظر قبول بردارد ، برخوردار و قابل خلعت ديدار شود . چنانچه خواجهء ما را صلى اللّه عليه و سلم جزاى 9 ما زاغ البصر و ما طغى أ لم تر إلى ربك * بود .
كلمه 2 اين طايفه ننگ دارند از آنكه همت خود به چيزى صرف كنند كه در تحت امر كن آمده يعنى هر چيز كه مسبوق به غير است در نظر همتشان [ 195 ] حقير نمايد و دلشان بيافت آن نياسايد . آنچه بامر كن وجود يافته است به خود قايم نيست و به خود باقى نه و چيزى را 10 كه به خود قايم نبود همت بر يافت 11 آن مقصور 12 داشتن دون همتى و بىمروتى بود .
كلمه 3 آنكس كه درونهء او آلودهء صفات مذمومه باشد و به پاكى جوارح ظاهر كفايت كند بدان ماند كه مردى پادشاه را مهمان خواند و ساحت خانه