بود . و شيخ محمد شهيد كه خداوند عظمت ظاهرى و باطنى بود از فرزندان اوست و پس از شهادت آن بزرگوار شيخ عبد الوهاب كه به صورت و سيرت ظاهر و باطن آراسته بود و بصفت جود و سخا پيراسته صاحب سجاده گشت و بنهايت خلق موصوف بود و امروز جانشين آن بزرگوار خلف صدق شيخ عبد الوهاب [ 189 ] شيخ محمد يوسف است كه بمشايخ و درويشان در نهايت نيازمندى و اخلاص و اعتقاد است . اللّه تعالى اين خاندان بزرگ را هميشه بعزت و آرزو داراد !
شاه مزمل قدس سره
نسبت ارادت و خلافت بوالد ماجد خود 1 قطب الاقطاب حاجى عبد الوهاب دارد و نبيرهء دخترى عبد اللّه سلطانزادهء روم است كه باشارت با بشارت سيد كاينات عليه افضل الصلاة و التحيات 2 آن دختر در ازدواج حاجى عبد الوهاب درآمده بود . در نهصد و بيست و يك شاه 3 متولد شد و فراوان كمالات از پدر عالىگوهر خود كسب نمود و منظور نظر شاه عبد اللّه قريشى نيز گشت و با شيخ الاسلام شيخ سليم سيكرى قدس سره كه يگانهء زمانه و بىهمتاى 4 عصر بود ، صحبتهاى شگرف داشته استفادها 5 نمود و از آن حضرت كرامات و خوارق بسيار نقل نمودهاند . چون سنين عمر شريف وى بسى و هفت سال رسيد در سنهء ثمان و خمسين و تسعمائه در عهد پادشاهى سليم خان ابن شير خان 6 ازين عالم فانى بسراى جاودانى انتقال نمود . و سليم خان در اوايل بسليم خان ملقب بود . چون پدر وى در آتش كالينجر 7 بسوخت در سال نهصد و [ 190 ] پنجاه و يك بپادشاهى نشست و خود را اسلام شاه ملقب كرد و هواى 8 عالم ستانى در سرآورد و در اكثر امور بمتابعت پدر رفتى و همان قواعد را مرعى داشتى .
اما در جميع 9 اسباب جهانگيرى از پدر زياده بود . پدرش در جميع قلمرو خود بر سر هر كروهى سرائى 10 بنا نهاده بود 11 . او در ميان هر دو سرا سرائى 12 ديگر ساخت و لنگرى حكم فرمود و در هر سرا دو اسپ و چند پياده تعيين كرد تا هر روز بطريق داك چوكى خبر گور و بنگاله بوى مىرسانيدند . اما امرا و ملوك