تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 118

مساهمون:

صمقدمه ١١٨
پدر را مىكشت و خواص خان را بقتل آورد و در سنهء تسع و خمسين و تسعمائه خود نيز وفات يافت . حكومت وى نه 1 سال و چند ماه بود . بعد 2 از وى افغانان با يكديگر درافتادند و در هند تا چهار سال فتنه و فساد بود تا در ثلث و ستين و تسعمائه باز هماى سلطنت 3 همايونيه بر ممالك هندوستان سايهء سعادت انداخت و جانى نو در قالب مملكت درآورد و اهل عالم را از ظلم و تعدى افاغنه خلاص بخشيد .

شاه مدثر قدس سره

فرزند چهارم حاجى عبد الوهاب است ، بشاه 4 مزمل از يك مادر 5 . تولد وى در سال نهصد و [ 191 ] بيست و چهار بوقوع آمده . ارادت و خلافت از پدر خود دارد و بارها شاه مزمل در حق وى فرمودى كه من خادمم و او 6 مخدوم و نهايت تواضع و انكسار نسبت به آن جناب مىورزيد و 7 آن حضرت در علوم 8 ظاهرى و باطنى از كمل اوليا و اعاظم اصفيا بود و به حدى در شغل باطنى استغراق و استهلاك داشته كه از رسوم دنيوى 9 و مصالح شادى و غمى خبرى 10 نبوده . سلاطين عهد شيرخان و سليم خان را با وى نهايت اخلاص و اعتقاد بود . بسيار به خدمت مىرسيده‌اند و خوارق آن حضرت بسيار است . گويند كفره و عصاة 11 به مجرد ديدن وى از كفر و گناه تايب مىشدند و بيماران از مشاهدهء جبههء نورانيش شفا مىيافتند . انتقال وى ازين خاكدان ظلمانى بعالم روحانى در سنهء احدى 12 و ستين و سبعمائه در عهد جنگ و جدال و فتنه و فساد اقرباى 13 سليم خان 14 كه بعد از فوت وى به يكديگر درافتاده بودند و يكى از آن جمله سلطان محمد عدلى بوده و تا چهار سال آن نزاع و جدال طول كشيده 15 ، بوقوع آمد . عمر شريف وى بيست و هفت سال بود و چون 16 آن حضرت وفات يافت فرزند ارشد وى شيخ عبد الغفار كه حافظ كلام مجيد و صاحب علم و عمل بود [ 192 ] و باوصاف اهل معنى آراستگى داشت و 17 بصفت استغنا متصف بوده . جانشين و صاحب سجاده گشت و چون او 18 در سال هزار و 19 ده وفات يافت فرزند نخستين وى 20 سيد احمد كه خ خ زاد شيخ اوليا خ خ تاريخ ولادت اوست بجاى پدر عالىگوهر خود نشست و چون
كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 118 | محمدصادق دهلوي