تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 121

مساهمون:

صمقدمه ١٢١
و پيش در پاك 1 كند و جاروب دهد و درون صفه آنجا كه صدر پادشاه خواهد بود ملوث و ناپاك و با خس و خاشاك بگذارد . اين‌چنين كسى سر جملهء احمقان عالم بود و هرگز بدان حضرت راه نيابد 2 .
به جائى كه سلطان درون آورند * خس و خار از آنجا برون آورند
كلمه 4 چون بنده بداند كه خداى جبار است و اصلاح‌آرندهء همه كارها 3 حاجت به غير او برندارد بلكه 4 از غير وى ننگ آرد . لعمرى عجب بود از كسى كه مر او را دارد و حاجت به غير او بردارد . وهب بن الورد رضى اللّه عنه گفته سالى در بلاد روم سفر كردم و در خراب و عمران نظر كردم . روزى از كوهى ندا شنودم و براثر 5 آن دويدم و كسى را نديدم : عجبت لمن يعرفك كيف يستعين على امر احدا غيرك عجب دارم از آنكه ترا بجبارى شناسد و از غير براى اتمام [ 196 ] امور يارى خواهد .

شيخ عبد اللّه دهلوى قدس سره

مولد و منشاى 6 وى دهلى است . فرزند بزرگوار شيخ يوسف قتال بوده و فراوان كمالات ظاهرى و باطنى داشته . تمام عمر بتوكل و قناعت گذراند و از هيچ فرماندهى بطريق ملك چيزى قبول ننمود . وفاتش در سال نهصد و هشتاد و هفت بوقوع انجاميد . پهلوى پدر بزرگوار خود آسوده است .

مولانا شعيب قدس سره 7

عالم 8 و عامل و در صورت و سيرت بىمانند بود 9 و باعتبار حسب و نسب قدوهء اهل عصر و جد وى از اكابر علماى زمانه بوده و رياضات كثيره كشيده و در عهد سلطان بهلول مفتى شهر گشته . در اخبار الاخيار * مسطور است كه مولانا شعيب در وعظ و نصيحت در زمان خود نظير نداشت . هركه او را در تذكير ديدى فريفته و مست گشتى و طاقت آن نداشتى كه آن را گذاشته بگذرد ، اگرچه بار گران بر سرش بودى . علما و مشايخ در پاى وعظ وى 10 حاضر