علم تصوّف و معقولات مهارت تمام و سليقهء رسا دارد . و به نظم اشعار به سبب موزونيت مشغولى مىفرمايد ، و در ابداع معانى ، لوازم فصاحت بجاى مىآورد . امّا دماغش گاهى به واسطهء يبوست مزاج و غلبهء سودا از طرف اعتدال منحرف مىشود ، ليكن در محلّ صحّت ، سخنان نيك از او سر مىزند ، از آن جمله از براى مولانا ميرزا على - كه مردى طويل القامه است و خود را علّامى نام نهاده - بكرّات از وى استماع نمودهاند كه فهم مرا با اكثر افهام خوشطبعان و طالب علمان اگر بسنجند بر همه ترجيح مىيابم ، و در دانش خود را از فضلاى مقرّر مىداند و با وجود اينها به امر مكتبدارى نيز اشتغال دارد ، و اين رباعى در هجو وى گفته :
رباعيّه
اى ذات تو مفهوم جماد مطلق * قد تو ز عوج بن عنق برده سبق
در شأن تو راست شد حديث نبوى * اى ما صدق كلّ طويل ، احمق
و الحق در طبعش شكفتگى و در شعرش پختگى واقع است و اين چند بيت از اوست :
انتخاب غزليّاته
به راه وصل تو هرچند جستوجو كردم * به وصل چون نرسيدم به هجر خو كردم
* * *
وه كه در جسم نزارم نيمجانى بيش نيست * بهر سگهاى تو مشتى استخوانى بيش نيست
هيچ كس نشناخت كُنه حسنت از روى يقين * وصفگويان جمالت را گمانى بيش نيست
دورِ مى را چون تسلسل گر نباشد انتها * پيش چشم بادهنوشان يك زمانى بيش نيست
قاضيا تاج شهى و افسر كيخسروى * هر دو نزد اهل حق ، بار گرانى بيش نيست
* * *