تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
عشق و سلامت خواستن باهم حياتى ، مشكل است * يا سر بنه در عاشقى ، يا ترك اين افسانه ده
* * *
حياتى باعث افسردگى چيست * به آن سوزت نمىبينم كه بودى
* * *
اى كاش غم خود را اظهار نمىكردم * تا كار چنين بر خود دشوار نمىكردم كار « 1 » غلطى كردم كز يار جدا گشتم * اى كاش كه مىمردم اين كار نمىكردم زين دير فنا كارى ناساخته مىرفتم * گر جان به ره جانان ايثار نمىكردم
* * *
امشب اى غم منشين خيز كه جانان اينجاست * خيمه بيرون زن ازين ملك ، كه سلطان اينجاست از پريشانى دل خاطرم امشب جمع است * جمع سازندهء دلهاى پريشان اينجاست كوى يار است ازينجا به تكبّر مگذر * سر بنه ، سجده‌گه گبر و مسلمان اينجاست هركه خواهد بزند گوى سخن خوش باشد * گوى در عرصه و من حاضر و چوگان اينجاست غم او رفت حياتى و تو تنها ماندى * جان برون شد ز تن و قالب بىجان اينجاست
* * *
بىمهر شدى آخر ، اى ماه غلط كردى * و اللّه غلط كردى ، باللّه غلط كردى گفتى نكنم ديگر كارى كه غلط باشد * و اللّه در اين ده روز پنجاه غلط كردى
و له فى التركيب
اى نوگل بوستان عاشق * از بوى تو تازه جان عاشق
هامش
( 1 ) . اصل : كارى .
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 504 | مير تقي الدين كاشاني