گل داغ از فلك به سينهء من * گلستان گلستان فرود آيد
گر به كشتى مكان كنم به تنم * تير از بادبان فرود آيد
ور به صحرا گذر كنم به سرم * خانهء آسمان فرود آيد
اشك پروردهء سفينهء ماست * داغ دل خانهزاد سينهء ماست
ما كه بُندار بندر جگريم * كيسهپرداز معدن نظريم
نبود در وجود ما نفعى * بحر بىدرّ و ابر بىمطريم
نبود در نمود ما اثرى * گريهء شام و نالهء سحريم
گرچه بر روى ما درى نگشود * شرمسار از دعاى بىاثريم
ورچه از سينه زنگ غم نزدود * خجل از گريههاى چشم تريم
هر كجا شمع عارضى افروخت * ما چو پروانه خصم بالوپريم
هر كجا آتشىست ما خاريم * هر كجا شعلهاىست ما شرريم
هدف تير عالم دو نيم * آلت امتحان گردونيم
تا در اين شهر بند امكانيم * يوسف تنگناى زندانيم
عكس مهريم و فرش رهگذريم * نور چشميم و خاك ميدانيم
تيرهبختيم و شمع خورشيديم * تيرهروزيم و آب حيوانيم
هركجا دست غصّه ، دامانيم * هر كجا چنگ غم ، گريبانيم
هركجا داغ ، سينهء پهنيم * هر كجا اشك ، چشم گريانيم
اشك در خاك و خون كشد ما را * شاخ ببريدهء گلستانيم
ناله از ضعف تن برد ما را * خار بركندهء بيابانيم
تيرگى از چراغ ما نرود * تيرهرويى ز داغ ما نرود
بر سر كوى غم زمينگيرم * وز شب هجر پاى در قيرم
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 242
مساهمون: مير تقي الدين كاشاني
ص٢٤٢