تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
سازى فزون دو مرتبه حرف آخرش * گردد به رمز حاصل اين اسم آشكار خواهى به طرز تعميه زين چار نقد اگر * نقدش همان درون وى است اى جمل نگار يا بى ز روى تعميه تاريخ اين لغز * گردد فزون چو مرتبه‌اى هريك از هزار

به اسم كمال

اسم مربّعى كه بود آخرش سه ده * ثلثان آخر ، اوّل اين اسم در شمار كسرى كه حرف اوّل او دارد از اخير * دارد اخير هم ز دوم حرف برقرار زيب و نگار حرف بود از نقاط ليك * نه زيب‌دار آمده نه قابل نگار نصف نخست اوست موافق به روى ماه * نصف اخير اوست مشابه به رنگ يار پوشيده رخ كند چو شب خود بَدَل به روز * فرض است دفع كردنش از حكم كردگار چون ز آب دور گردد باشد شبيه او * ارضى كزو گياه نرويد چو شوره‌زار نصفى ز حرف اوّل و آخر مضاعفش * در جنب او كواكب چرخند ذرّه‌وار نصف اخير را چو كنى كم ز خود ، شود * تاريخ سال اين لغز از رمز آشكار
و له فى الغزليّات
آنجا روم كه بىخبران بيشتر روند * مستان به كعبه و عرفات دگر روند اين بتكده‌ست بارِ برهمن به رخصت است * بيت الحرام نيست كه ناخوانده در روند باشد همان عزيز به كنعان متاع مصر * صد كاروان اگر ز پى يكدگر روند
* * *
ز ضعفم قوّت آه و فغان نيست * سراپايم به غير از استخوان نيست به غارت مىدهد از يك تبسّم * شكر چندان ، كه در صد كاروان نيست