عدالت شيوهاى كز رفع ظلمش * كهن ويرانهء عالم شد آباد
سخاوتپيشه شاهى ابردستى * كه شد سيلىزن بحر از كف راد
عطاگستر خديوى تاجبخشى * كه جودش حاصل او داد بر باد « 1 »
خضر نام آصف او كآب حيوان * ز جوى چشمهسار كلك او زاد
چنان كوشيد در معمورىِ ملك * كه رفت ايّام را ويرانى از ياد
نظام ملك عالم داد ز آنسان * كه شد روح نظام الملك ازو شاد
به جويى كآبخورد خامهء اوست * نشان آب حيوان مىتوان داد
ز بهر زينت و آرايش ملك * ز فرط همّت و جود خداداد
نمود احداث نوبازارى امسال * كه هرگز روى ويرانى مبيناد
چه بازارى كه گويى زين كهن سقف * سپهر مشترى از نو شد ايجاد
چو احداث بناى اين شد امسال * چو اتمامش به سال ديگر افتاد
پى اتمام و احداث بنايش * دو زيبا مصرع تاريخ رو داد :
« بقايش با بقاى عمر آصف » * « بقاى عمر آصف تا ابد باد » « 2 »
خلل از گردش دوران مبادش * بود تا دور چرخ دير بنياد
تاريخ پياده رفتن شاه دينپناه به مشهد رضا صلوات اللّه عليه
على موسى جعفر ، امام جنّ و بشر * كه روح قدس به خاك درش فتاده به طوف
به خاك درگه او خسرو عجم ز عراق * پياده از سر اخلاص رو نهاده به طوف
چو از كمينه غلامان اوست ، شد تاريخ : * « كمينهء بدرش مىرود پياده بطوف » « 3 »
تاريخ دو حج گزاردن حضرت سيادتپناه مخدومى امير رفيع الدين حيدر معمّايى
« پياپى زيارتكنِ كعبه را » « 4 » * ز ما بىنصيبان درود و سلام
« ز لطف ابد شد دو حجّت نصيب » « 5 » * كه يا رب شود روزى خاص و عام
هامش
( 1 ) . اصل :كه جودش حاصل داد است بر باد .( 2 ) . كاتب در متن زير مصراع اوّل عدد 1008 و زير مصراع دوم عدد 1009 را نوشته است كه هر دو خطاست . از مصراع اوّل به حساب جمل سال 1010 به دست مىآيد و مصراع دوم ، عدد 1009 . از آنجا كه سال در هر دو مصراع بايد يكسان باشد ، شاعر حرف « آ » در واژه « آصف » را برابر عدد 2 به حساب آورده . بدين ترتيب تاريخ بناى قيصريهء آقا خضر به سال 1010 ه . ق قطعى است .
( 3 ) . به سال 1010 ه . ق اشاره دارد .
( 4 ) . به سال 1011 ه . ق اشاره دارد .
( 5 ) . به سال 1010 ه . ق اشاره دارد .