ز بيت دوم مصرع اوّلين * بخوان بهر تاريخ طوف مقام
اگر سال ديگر هم از لطف حق * نصيبت شود طوف بيت الحرام
پى سال تاريخ حجّ سِوُم * بخوان مصرع اوّلين را تمام
تاريخ ولادت پسر ناظم « 1 » مير محمد جعفر
پس از نُه مه ايزد ز درج شرف * مرا گوهرى داد نيكو سرشت
كه گفتهست صاحب خرد گوهر است * پسر خواه خوش صورت و خواه زشت
پسر نزد اهل بصر كوكبى است * كه باشد طلوعش ز برج بهشت
پسر بىبها ، دُرّ يك دانه است * كه گرديد از او بهرهور هركه كشت
قلم بهر تاريخ مولود وى * « دُر درج ادراك و دانش » « 2 » ، نوشت
لغز معمّا به اسم ملكى
بشنو ز روى تعميه اسم مربّعى * كاو هست از اسامى ابناى روزگار
ربع نخست و ثلث دوم نيم ثالثست * حرف چهارمش كه دو چارست نصف چار
گرديد آشكار كه هستند اين حروف * هريك فزون ز ديگرى امّا به يك قرار
هريك فزون ز ديگرى امّا عجبتر آنك * بيرون و اندرونش مساوى است در شمار
نصف نخست او كه قرين است با نشاط * تن راست روح ، خاصه به وقت گل و بهار
گردد گشادهروى اگر نيم آخرش * در معنى است سوخته در لفظ تاجدار
نقدش هزار مرتبه را چون كند زياد * نقد وى است مرتبه گر كم كند هزار
هامش
( 1 ) . منظور سخى .
( 2 ) . به سال 998 ه . ق اشاره دارد .