زمانه از پى تاريخ بر صحيفهء دهر * نوشت ، « دولت و اقبال پادشاه عجم » « 1 »
تاريخ فوت حكيم نظام الدين على طاب ثراه
معدن علم و خرد ملّا نظام الدين على * آنكه بودند اهل حكمت از وجودش محترم
روح افلاطون روان از حكمتش در پيچوتاب * نسخهء يونانيان از غيرت كلكش دژم
چون نگه كردى ز روى علم و حكمت در مريض * چون مسيحاش صحت جاويد بخشيدى به دم
ز آن نكرد از نسخه نسخ معجزات عيسوى * تا نسازندش به جرم روحبخشى متّهم
كرد جالينوس ثانى خامهء دهرش لقب * حكمتآموز ارسطو داد دورانش علم
وه كه آخر گشت محتاج طبيب عافيت * شد چنان غوّاصى آخر غرقهء بحر عدم
مقتداى اهل حكمت آه كز عالم برفت * مجلسآراى عدم شد زينتافزاى عجم
چون شد از دنيا و تاريخ مناسب خواست فكر * تا نگارد بهر او بر صفحهء عالم قلم :
« آه آه از مرگ جالينوس ثانى » « 2 » ، گشت ثبت * « حيف حيف از حكمتآموز ارسطو » « 3 » ، شد رقم « 4 »
سرزد از طبعم چو بىفكر اين دو تاريخ نكو * گر يكى كم باشد از تاريخ اول ، نيست غم
هامش
( 1 ) . به سال 1006 ه . ق اشاره دارد .
( 2 ) . به سال 1001 ه . ق اشاره دارد .
( 3 ) . به سال 1002 ه . ق اشاره دارد ؛ و همانگونه كه شاعر آورده با افزودن يكسان به تاريخ اوّل يعنى 1001 ه . ق ، تاريخ فوت حكيم نظام الدين على به دست مىآيد .
( 4 ) . چنانچه سراينده خود در بيت مقطع تصريح نموده تفاوت يكسال در بيت تاريخ را مهم ندانسته است .