شفابخش نوعى كه بهر علاج * توان خورد آبش به جاى گلاب
حيات ابد يابد از فيض آن * خورد هركه زين بركه يك شرب آب
به رشك است ازو چشمهء زندگى * ز آبش بود آب حيوان تباب
شوند از پى سال احداث آن * چو لب تشنهاى چند تاريخ ياب
بگو : « ثانى چشمهء زندگى » * به شرطى كه آن چشمه باشد پُر « آب » « 1 »
تاريخ بركهء خواجه نظام الدين سبزوارى كه در برابر دولتخانه ساخته
در ايام فرمانده تاجبخش * شهنشاه صاحب لواى جهان
خديو جهانگير عباس شاه * جهاندار و كشورگشاى جهان
نظام جهان خواجهء نيكراى * جهانديده و كدخداى جهان
بنا كرد عالى بنا بركهاى * كه تنگ است بر وى فضاى جهان
دگر در جهان ساخت آبشخورى * كه شد رشك جنّتسراى جهان
دگر آبى آورد بر روى كار * كه شد آبرويى براى جهان
خورد هركه زين بركه يك شربت آب * نگردد فنا از فناى جهان
پى سال تاريخ اتمام اين * كه بادش بقا با بقاى جهان
چو شد در جهان ناسخ بركهها * بگو : « ناسخ بركهاى جهان » « 2 »
چو او هركه سازد چنين بركهاى * بيامرزد او را خداى جهان
* * *
چو اين نيلگون بركه اتمام يافت * ازو خوردم آبى به ياد حسين
چو پرسند تاريخ لبتشنگان * بگو : « خوردم آبى به ياد حسين » « 3 »
تاريخ فوت مولانا غضنفر شاعر كرجارى « 4 »
حيف از ملّا غضنفر ، آنكه بود * در سخن پرداختن ممتاز عهد
آنكه مثلش در سخنسازى نديد * پير دوران تاكنون ز آغاز عهد
هامش
( 1 ) . شاعر در اين بيت با افزودن معادل عددى كلمهء « آب » به معادل عددى « ثانى چشمهء زندگى » - يعنى 1005 ه . ق - به سال واقعه اشاره دارد . امّا به غلط در نسخهء اساس در زير عبارت عدد 1002 آمده است .
( 2 ) . به سال 1008 ه . ق اشاره دارد .
( 3 ) . به سال 1008 ه . ق اشاره دارد .
( 4 ) . ترجمهء احوال شاعر در صفحهء 611 اثر حاضر آمده است .