يك دو روز آنجا نرفتم ، شد مقرّب هركه بود * قرب من معلوم شد ، مهر و وفاى يار هم
اى دل بىصبر مىبينى چه با من مىكنى * كار من ضايع شد از بىتابىات ، اين بار هم
مىكشد منّتكش وصلم ، چو رفتم سوى او * مىرود سوى رقيب و هست منّتدار هم
بيشتر بر رغم من ، يارت نوازش مىكند * اى رقيب سادهدل ، منّت مكش بسيار هم
عندليبا شكوه بى جا مىكنى در وصل دوست * طاقت ديدار دارى ، قدرت گفتار هم ؟
بر حسابى رشك دارد مدّعى خوش صحبت است * رشك مىبردهست « 1 » بر حسرتكش ديدار هم
* * *
همانا از تو بدخو جز دلآزارى نمىآيد * وفادارى و يارى از تو پندارى نمىآيد
هنوز آغاز عشق است و دلم صد بار آزردى * چنان پيداست جانا كز تو دلدارى نمىآيد
غم دورى مرا كشت و ز حال من « 2 » نپرسيدى * كنون زين غم هلاكم كز تو غمخوارى نمىآيد
* * *
چو مالم آستين بر چشم از آن صد جوى خون آيد * بلى هرگاه كاوى چشمه را ، آبش فزون آيد
* * *
هامش
( 1 ) . اصل : مىبودهست .
( 2 ) . متن : ما .