تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
از اكابر زهاد نيمه اول قرن دوم هجرى است كه به سال 160 يا 166 در غزاى بيزنطيه به شهادت رسيده است . گويند او شاهزاده بلخ بود . روزى به شكارگاه هاتفى در گوش سر او ندا داد كه : اى ابراهيم ! آيا تو بدين كار آمدى ؟ از شنيدن آواز شورى در درون افتاده . از اسب به زير آمد و جامهء خويش به شبانى از شبانان پدر داده و پشمينهء او در پوشيده روى به صحرا نهاد . دير زمانى شوريده و پريشان و سرگردان بماند سپس به مكه شد و مجاورت خانه گزيد و در آنجا صحبت چند تن از اولياء از جمله فضل عياض و سفيان ثورى و به قولى حضرت امام محمد باقر عليه السلام و سرانجام به شام رفت و تا پايان عمر بدانجا بزيست .
شرح
( 57 ) ص 224 ، شمعون عليه السلام : مرد متقى و پرهيزگارى كه در اورشليم سكونت داشت و وحى به دو رسيد كه نخواهد مرد تا مسيح را ببيند . ( از قاموس كتاب مقدس ) . نام يكى از انبياى بنى اسرائيل ( لغت‌نامهء دهخدا ) . ( 58 ) ص 235 ، جهال الصوفية قطاع الطريقة و عوامهم لصوص الدّين : بدين صورت در مراجعى كه در دست اين بنده بود ديده نشد . ( 59 ) ص 250 ، انى لاجد . . . قبل اليمن : حديث نبوى است و در وصف حضرت اويس قرنى رضى الله عنه گفته شده ، چنان كه عطار در تذكرة الاولياء ، ص 19 مىآرد : گاهگاه خواجه عالم عليه الصلاة و السلام ، روى سوى يمن كردى و گفتى : انى لاجد نفس الرحمن من قبل اليمن " يعنى نفس رحمن از جانب يمن همىيابم . حجة الاسلام امام محمد غزالى در احياء العلوم مىفرمايد كه : بزرگداشت حضرت صلى الله عليه و سلم شان حضرت اويس را پس فرمود كه : انى لاجد نفس الرحمن من قبل اليمن و اشاره كرد به‌سوى رضى الله عنه . و در شرح احياء العلوم نيز مىگويد كه : اشاره نفس رحمان به‌سوى حضرت اويس رضى الله عنه است . و فروزانفر در حديث مثنوى ص 73 اين حديث را از احياء العلوم ، ج 3 ، ص 153 نقل نموده است و اشعار مولوى :آنكه يابد بوى رحمن از يمن * چون نيابد بوى باطل را ز من مصطفى چون بوى برد از راه دور * چون نيابد از دهان ما بخور( مثنوى 196 / 27 )