تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
شرح
( 49 ) ص 172 ، خواجه ابو الفيض : ابو الفيض ثوبان بن ابراهيم ملقب به ذو النون از طبقهء اولى متصوفه بود و در اوائل قرن سوم هجرى مىزيست . پدر ذو النون ابراهيم از اصل نوبه و از موالى قريش بود و در اخميم كه از بلدان صعيد مصر كنار رود نيل است سكونت داشت . ذو النون در آن شهر تولد يافت و پس از تحصيل علوم و فنون در طريقت قدم نهاد تا عارفى كامل شد . وى مخلوق بودن قرآن را قبول نداشت و به‌همين‌جهت معتزله با وى خصومت داشتند . در اواخر عمر از جانب يك فقيه مالكى ، موسوم به عبد الله بن عبد الحكم به سبب تعليم عقايد خويش متهم به زندقه شد ، و در بغداد محبوس گرديد ، اما متوكل خليفه او را نزد خود خواست و سخنانش بشنيد و آزادش كرد . وى در سال 245 درگذشته است . ( 50 ) ص 179 ، الفال على ماجرا : بدين صورت در كتب مرجع كه در اختيار بنده بود ديده نشد . ( 51 ) ص 199 ، اوزجند : شهرى است در ماوراءالنهر از نواحى فرغانه . ( 52 ) ص 204 ، قتل الظلمة و الاعونة و السعاة عند الفتنة مباح : بدين صورت در كتب مرجع ديده نشد . ( 53 ) ص 205 ، من كان عند الناس خير فهو عند الله خير : بدين صورت در مراجعى كه در دسترس بنده بود ديده نشد . ( 54 ) ص 206 ، هرى : ( - هراه - هرا ) فارسى باستان " هريو " - نام شهرى در خراسان قديم كه امروز در شمال غربى افغانستان در كنار رود هرى ( هريرود ) واقع است . پس از اسلام كانون نشر معارف اسلامى بود و در عهد پسران تيمور پايتخت گرديد . مشايخ و شعراء و حكماى آن شهر مشهور و معروفند . شاعرى گفته :گر كسى پرسد ترا كز شهرها خوش‌تر كدام * در جواب ار راست خواهى گفتن او را گوهرى اين جهان را همچو دريا دان خراسان را صدف * در ميان آن شهرى هرى چون گوهرىو آن را هراه نيز خوانند بر وزن فراه ، چنان كه انورى گفته : " همه اعيان و بزرگان نشابور و هراه " ( معين ) آنندراج ) . ( 55 ) ص 211 ، شيخ يتصبى و صبى يتشيخ : بدين صورت در مراجعى كه در دسترس بنده بود ديده نشد . ( 56 ) ص 212 ، ابراهيم ادهم : ابو اسحاق ابراهيم بن ادهم بن منصور بن زيد بلخى ، نام يكى