برو ظاهر شد و گفت : مرا سجده كن تا ترا خلاص كنم . زاهد سجده كرد . ابيض از او بيزارى نمود و آن بىسعادت بعد از آن باآنهمه عبادت در ورطه شقاوت ابدى گرفتار گشت ( از تفسير حسينى ) .
سعدى در مجلس پنجم از مجالس پنجگانه خود شرح حال او را به طريقى شاعرانه نوشته است .
شرح
( 41 ) ص 150 ، شيث عليه السلام : سومين پسر آدم و حوا كه به عقيدهء مسلمانان مقام نبوت داشت فرهنگ معين و آنندراج - فرزند آدم ( ع ) وصى پدر و وليعهد اوست و اول كسى كه كعبه را به گل و سنگ بنا كرده و پنجاه صحيفه بر وى نازل شد و هفتصد و دوازده سال زندگى كرد . بعد از فوت در غار بوقبيس مدفون گشت ( به نقل از منتهى الارب ) .
( 42 ) ص 151 ، من مات غريبا فقد مات شهيدا : حديثى است و در كتاب المعجم المفهرس لالفاظ الحديث النبوى چنين آمده است : من مات مريضا مات شهيدا . و " و من مات فى سبيل الله فهو شهيد ؛ و در كتاب ترك الاطناب فى شرح الشهاب ص 195 " به صورت : من مات غريبا مات شهيدا ؛ و در فيض القدير شرح الجامع الصغير ، ج 6 ، ص 246 به صورت : موت الغريب شهادة .
( 43 ) ص 152 ، ارم : يا ارم ذات العماد : در قرآن مذكور است . غالبا آن را بهشت شداد دانستهاند و محل آن را در عربستان جنوبى ياد كرده و گفتهاند : چون شداد ذكر بهشت بشنيد خواست در اين دنيا بهشتى بسازد . ازاينرو در موضعى در عدن شهرى بنا كرد كه سنگهاى آن از زر و سيم و ديوارهاى آن با احجار كريمه مرصع بود و پس از اتمام بنا خواست آن را ديدار كند . چون دعوت هود پيغمبر را نپذيرفته بود به هنگام دخول در آن باغ وى را قبض روح كردند و شهر مذكور در زير ريگ مدفون شد . ( رك :
فرهنگ فارسى معين ، ج 5 " اعلام " ص 124 ) .
( 44 ) ص 152 ، و لا راد لما قضيت : بدين صورت در كتب مرجع كه در دسترس بنده بود ديده نشد .
البتّه در امثال و حكم دهخدا ، ج 3 ، ص 1353 " به صورت لا راد لقضائه آمده است .
همچنين نظير اين عبارت مذكور در متن كتاب حاضر عبارتى است اذا جاء القضاء عمى البصر يا غشى البصر ، كه ار على عليه السلام منسوب است و مولوى مضمون اين عبارت يا قول را چنين به نظم درآورده است :مرحبا يا مجتبى يا مرتضى * ان تغب جاء القضاء ضاق الفضا
هست صد چندين فنونهاى قضا * گفت اذا جاء القضاء ضاق الفضا