تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
شريعت و طريقت و حقيقت را در همه چيز بيان مىتوان كرد مثلا دروغ گفتن كه نهى به نسبت « 1 » آن واقع است اگر كسى آن را بسعى و مجاهده كه بر « 2 » طريق استقامت باشد از زبان دور گرداند كه به اختيار و بىاختيار از زبان صادر نشود ، اين شريعت است و ليكن باوجود اين « 3 » مىتواند بود كه در باطن داعيه دروغ گفتن باقى باشد ، سعى و مجاهده « 4 » در آنكه از باطن داعيه دروغ گفتن دور شود ، اين طريقت است و چنان شدن كه به اختيار و بىاختيار « 5 » از او « 6 » دروغ گفتن نيايد نه از دل و نه از زبان ، اين حقيقت است ، حضرت ايشان اين سخن را از خدمت مولانا بسيار نقل مىكردند و استحسان مىفرمودند . رشحه : مىفرمودند كه حضرت خواجه بهاء الدين قدس « 7 » اللّه تعالى سره فرموده‌اند « 8 » كه در بدايت جذبه مرا گفتند در اين راه چون مى درآئى ، گفتم به اين شرط كه « 9 » هرچه من « 10 » گويم و خواهم آن شود ، خطاب رسيد كه هرچه ما « 11 » گوئيم و خواهيم آن مىشود ، گفتم من طاقت اين ندارم ، مدت پانزده شبانروز مرا به من باز گذاشتند احوال من خراب شد و تمام خشك شدم ، چون به سرحد نااميدى كشيد خطاب رسيد كه هلا هر چه تو مىخواهى « 12 » همچنان باش گو . حضرت ايشان فرمودند كه در مقامات حضرت خواجه « 13 » همين قدر نوشته‌اند ، اما خدمت مولانا يعقوب چرخى عليه‌الرحمه « 14 » از حضرت خواجه نقل كردند كه چون
هامش
( 1 ) - چپ : ( به نسبت ) افتاده ( 2 ) - مى : كه طريق چپ : كه بطريق ( 3 ) - چپ : اين تواند بود ( 4 ) - مى : و مجاهد نمايد در ، چپ : نسخه بدل : مجاهده نمايد در ( 5 ) - مج : ( و بىاختيار ) ندارد ( 6 ) - مج : از وى ( 7 ) - مى : قدس اللّه سره ، مج ؛ چپ : قدس سره ( 8 ) - مج : فرمودند كه ( 9 ) - مى : ( كه ) ندارد ( 10 ) - بر : هرچه مىگويم و مىخواهم ( 11 ) - مى : هرچه ما مىگوئيم و مىخواهيم آن مىشود - بر : هرچه ما مىگوئيم و ما مىخواهيم آن مىشود ( 12 ) - مى : هرچه تو خواهى ( 13 ) - مج ( خواجه ) ندارد ( 14 ) - مج : چرخى قدس سره از .