روز فرمودهاند كه اگر حيات باقى باشد پنج ماه ديگر را هشتاد و نه سال كامل مىشود و سال عمر به نود درمىآيد .
بعضى عزيزان فرمودند كه سر در آنكه مدت مرض حضرت ايشان هشتاد و نه روز بود موافق سال عمر آن حضرت گوئيا آنست كه تحقيق معنى آن حديث كه حمى « 1 » يوم كفارة سنة كردهاند .
خدمت مولانا ابو سعيد اوبهى كه در مدت مرض و نقل حضرت ايشان شب و روز حاضر بودهاند و بر خدمت و ملازمت مداومت نموده « 2 » ، چنين فرمودند كه شب چهار - شنبه بيستم ربيع الاول « 3 » سنه خمس و تسعين و ثمانمائه تحويل حوت بود و در روز « 4 » چهارشنبه ، حضرت ايشان از محله خواجه كفشير به عزيمت ده كمانگران روان « 5 » شدند و بباغ محله قوجنان « 6 » نزول فرموده شب پنجشنبه آنجا بودند و صباح پنجشنبه خواستند كه از راه مصر متوجه ده « 7 » كمانگران شوند ، بسبب شدت مرض و غلبه ضعف آن روز و آن شب « 8 » در مصر ماندند و صباح جمعه بجانب كمانگران روان شدند و در راه ، زمان زمان توقف مىنمودند و لحظه لحظه مكث مىفرمودند ، نماز خفتن شب شنبه بود كه به كمانگران رسيدند و هفت روز تمام آنجا بودند و از صبح جمعه تا آخر روز هر ساعت ضعف آن حضرت زيادت مىشد و در مدت آن سه ماه كه مريض بودند در حفظ اوقات صلاة مكتوبه مبالغه عظيم داشتند و هميشه اهتمام تمام مىنمودند - كه نماز در اول وقت گزارده شود ، خصوصا در ايام غلبه ضعف و اشتداد مرض و چون بهغايت رسيد و آن نماز شام شنبه سلخ ربيع الاول بود ، فرمودند « 9 » كه نماز شام
هامش
( 1 ) - مى : حمى يوم كفارة سنة
( 2 ) - مج : مىنمودند
( 3 ) - مى : ربيع الاولى
( 4 ) - مج : ( روز ) ندارد
( 5 ) - مى ، نسخه بدل چپ : روان شدند و در راه بباغ محله
( 6 ) - مى :
قوجيان ، چپ : قوچيان
( 7 ) - مى ، چپ : ( ده ) ندارد
( 8 ) - بر : و آن شب ماندند و صباح جمعه از قريه مصر بجانب كمانگران
( 9 ) - مى : فرمودهاند كه .