در جرم خورشيد مىنگريستيم مىديديم كه همچنان بر كنار افق ايستاده است و هيچ - گونه غروبى و افولى ندارد و به آن مىمانست كه مگر وى را بر افق ميخدوز كردهاند تا وقتى كه به ديوارهاى آن ده رسيديم درين وقت بهيكبار آفتاب « 1 » چنان غايب شد كه هيچ اثر ازو « 2 » و حمرات بياض شفق كه بعد از غروب مىباشد باقى نمىماند و عالم بهيكبار تاريك شد به مثابه كه رؤيت الوان و اشكال ممكن نبود ، حيرت و دهشت بر من غالب شد و يقين دانستم كه آن تصرفى بود كه حضرت ايشان نمودند بىطاقت شدم ، اسب برانگيختم و نزديك حضرت ايشان راندم و گفتم خواجه حسبة لله بفرماييد كه اين چه سر بود كه مشاهده نموديم ، فرمودند كه اين « 3 » يكى از شعبدههاى طريقت است .
هامش
( 1 ) - بر : آفتاب غروب كرد كه
( 2 ) - مى : اثر ازو و حمرت و بياض شفق ، مج : اثرى ازو و از حمرات و بياض ، چپ : اثرى از حمرت و بياض
( 3 ) - مج : اين از شعبدههاى .