وجود تبحر در علوم ظاهرى از نسبت باطنى حضرت ايشان بهغايت بهرهمند بودند و بعضى مخاديم كه بر ملازمت ايشان مداومت كرده بودند از تصرفات و خوارق عادات ايشان حكايت مىفرمودند « 1 » .
حضرت ايشان ، خواجهكا « 2 » را تعظيم و توقير بسيار مىكردند زياده از آنكه پدران « 3 » نسبت « 4 » به فرزندان بجا آرند ، روزى در محله خواجه كفشير مشاهده افتاد كه حضرت ايشان در محوطه ملايان در حجره بودند و فوطه شير و شكر بسته و بىتكلف « 5 » نشسته و بعضى از خواص و خدام در ملازمت بودند ، ناگاه كسى خبر آورد كه خواجكان « 6 » مىآيند و ايشان در آن اوقات در ورسين مىبودند كه ده خاصه ايشان بود و از شهر تا آنجا دو « 7 » شرعى راه بود و در هر دو سه ماه يكبار به ملازمت حضرت ايشان مىآمدند ، بنا بر نقارى « 8 » كه ميان ايشان و خدمت خواجه محمد يحيى برادر خردتر واقع بود ، چون حضرت ايشان شنيدند كه خواجكا « 9 » مىآيند فرمودند كه دستار فرجى و موزه مرا بياريد ، پس « 10 » فوطه را از سر مبارك برداشتند و دستار بستند و موزه پوشيدند و فرجى در بر كردند ، و برخاستند و چند قدم باستقبال خواجكا « 11 » پيش رفتند و پس خواجه را به حجره درآوردند « 12 » و نزديك به خود بر همه اصحاب مقدم نشاندند و جمعى از علماء و موالى سمرقند « 13 » همراه خواجكا « 14 » درآمدند و بعد
هامش
( 1 ) - بر : حكايت مىكردند
( 2 ) - مى ، چپ : حضرت ايشان خدمت خواجه كلان را
( 3 ) - مى ، ( پدران ) ندارد
( 4 ) - مج : ( نسبت ) ندارد
( 5 ) - مى ، چپ : بىتكلفتر نشسته ، مج : بىتكلف برنشسته
( 6 ) - مى : كه خدمت خواجگان مىآيند ، مج : كه خدمت خواجكا خواجه مىآيند ، چپ : كه خدمت خواجه كلان مىآيند
( 7 ) - مى : تا آنجا يك شرعى راه
( 8 ) - بر : بهواسطه نقارى
( 9 ) - مى ، چپ : كه خواجه كلان مىآيند ، مج : كه خواجكا خواجه مىآيند
( 10 ) - بر : بياريد ، فوطه از سر مبارك
( 11 ) - مى : حضرت خواجكا خواجه عليهالرحمه پيش رفتند ، مج : خواجكا خواجه پيش آمدند ، چپ : خواجه كلان پيش رفتند
( 12 ) - مى ، چپ : درآورده نزديك به خود
( 13 ) - مى ، چپ : سمرقند نيز همراه
( 14 ) - همراه خواجكان خواجه عليهالرحمه - مج : همراه خواجكا خواجه درآمدند چپ : همراه خواجه آمدند .