از آنكه زمانى سكوت كردند ، حضرت ايشان خواجكا را « 1 » گفتند سخن گوييد و فايده فرمائيد ، خواجكا « 1 » تواضع كردند و حضرت ايشان تفسير قاضى را برداشتند و بگشادند و در آيتى آغاز گفتگوى كردند و خواجكا « 1 » در آن آيت بسى اقوال علماء « 2 » ظاهر و حقايق اهل باطن گفتند چنانچه همه دانشمندان حاضر از استحضار و تبحر ايشان متحير شدند ، بعد از آن خوانهاى نان و شربت آوردند و چون « 3 » فارغ شدند بعد از لحظهء « 4 » خواجكا برخاستند و حضرت ايشان چند گام « 5 » به مشايعه پيش نهادند بعد از آن نشستند و موزه كندند « 6 » و فوطه بستند . روزى حضرت ايشان از محله خواجه كفشير عزيمت پرسش خواجكا « 1 » فرمودند و متوجه جانب « 7 » ورسين شدند و فقير پياده تنها از « 8 » عقب روان شد و راه گم كرده سرگردانىها كشيد و آن شب در راه ماند ، چون روز ديگر « 9 » به ورسين رسيد حضرت « 10 » ايشان بده ديگر تشريف برده بودند ليكن آنجا به شرف ملازمت خواجكا خواجه رسيده شد و ايشان پيش از آن نام فقير شنيده بودند و بعضى مصنفات والد را عليهالرحمه ديده ، چون فقير را بشناختند التفات بسيار كرده « 11 » از احوال والد خبرها پرسيدند و فرمودند شنيدهام كه نفس او را تأثير تمام است در نفوس خواص و عوام و در دقايق تفسير و حقايق تأويل بىنظير « 12 » و عديل است بعد از آن سخنان در ميان آمد و بتقريب « 13 » در آيت : « 14 »
يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : خواجه كلان را ، مج : خواجكا خواجه را
( 2 ) - مى : ( علماء ) افتاده
( 3 ) - مج : ( و چون فارغ شدند ) ندارد
( 4 ) - مى : بعد از لحظهء خواجكا خواجه برخاستند مج :
بعد از آن حضرت خواجكا خواجه برخاستند ، چپ : بعد از لحظهء خواجه كلان برخاستند
( 5 ) - بر : چند قدم
( 6 ) - مج : موزه كشيدند
( 7 ) - بر : و متوجه ورسين
( 8 ) - بر :
تنها در عقب
( 9 ) - بر : چون روز شد بورسين رسيد
( 10 ) - بر : ( حضرت ايشان بده ديگر تشريف برده بودند ، ليكن آنجا بشرف ملازمت ( مى ، چپ : خواجه كلان - مج : خواجكا خواجه ) رسيده شد ) افتاده است
( 11 ) - بر : بسيار كردند و از
( 12 ) - مج : ( بىنظير ) ندارد
( 13 ) - مى ، چپ : به تقريبى
( 14 ) - مج : در آيت كريمه قل يا نار ،