فصل دوم « 1 » [ در ذكر خوارق عادات كه بعضى از عزيزان و اهالى زمان غير اولاد و كمل اصحاب حضرت ايشان نقل كردهاند ]
در ذكر خوارق عادات كه بعضى از عزيزان و اهالى زمان غير اولاد و كمل اصحاب حضرت ايشان نقل كردهاند
از بعضى مخاديم چنين استماع افتاد « 2 » كه روزى حضرت مولانا سعد الدين كاشغرى « 3 » قدس سره « 4 » در مبادى احوال كه به حضرت ايشان مصاحبت شبان روزى مىداشتهاند - پيش حضرت ايشان « 5 » اظهار تحير و « 6 » تأسف مىكردهاند كه « 7 » : دريغ ازين عمر بىحاصل كه دور از صحبت قطب زمان و كبار اولياء اين امت مىگذرد ، سعى مىبايد نمود « 8 » و خود را به صحبت اين طايفه مىبايد رسانيد ، باشد كه به يمن صحبت
هامش
( 1 ) - مج : فصل دويم
( 2 ) - بر : افتاده
( 3 ) - مج : ( كاشغرى ) ندارد
( 4 ) - مى :
قدس اللّه سره
( 5 ) - مج : پيش ايشان
( 6 ) - مج ، چپ : تحسر و تأسف
( 7 ) - مج :
( كه دريغ ازين عمر بىحاصل كه دور از صحبت قطب زمان و كبار اولياء اين امت مىگذرد ) افتاده
( 8 ) - مج : سعى بايد نمود .