« رباعيه » « 1 »
ز اول كه مرا عشق نگارم نو بود * همسايه به شب « 2 » ز ناله من نغنود
كم گشت مرا ناله ، چه عشقم بفزود * چون هيمه همه بسوخت كم گردد دود
رشحه : مىفرمودند كه خواجه بزرگ قدس اللّه « 3 » تعالى سره در معنى : الكاسب حبيب الله گفتهاند كه مراد « 4 » كسب رضا است معنى اين سخن آنست كه بنده بايد كه كسب كند اين معنى را كه راضى باشد به هرچه حق سبحانه كند و حصول اين معنى به حقيقت وقتى ميسر شود كه بنده متحقق گردد بفناء حقيقى .
رشحه : مىفرمودند كه عوام خدا را بخلق شناسند « 5 » و خواص خلق را به خدا ، چون از آن طرف درى بر روى « 6 » خواص گشاده شود ايشان را چيزى معلوم گردد كه دانند و بينند « 7 » كه همه خلق رو در آن « 8 » در دارند .
رشحه : روزى اين حديث خواندند كه افضل ايمان المرء ان يعلم ان الله معه حيث كان ، و گفتند همين تعليم كافى است اگر كسى ادراك دارد . « 9 »
يار با تست هر كجا هستى * جاى ديگر چه خواهى اى اوباش
با تو در زير يك گليم است او * پس برو اى حريف و « 10 » خود را باش
رشحه : مىفرمودند كه روزى « 11 » درين فكر افتادم كه ايمان « 12 » شهودى آيا از
هامش
( 1 ) - چپ : رباعى :
( 2 ) - بر : همسايه شبى ز
( 3 ) - چپ : قدس سره
( 4 ) - بر :
مراد از كسب
( 5 ) - بر : شناسد
( 6 ) - مى ، چپ : درى بر وى
( 7 ) - چپ : دانند كه همه
( 8 ) - بر : رو درو دارند
( 9 ) - مى ، مج : دارد ، شعر چپ : دارد ، بيت
( 10 ) - مى ، مج : اى حريف ، خود را
( 11 ) - بر : كه درين فكر
( 12 ) - بر : كه آيا ايمان شهودى از احوال .