تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
يا مكن با پيلبانان دوستى * يا بنا كن خانه‌اى درخورد پيل كم نشين با يار ازرق‌پيرهن * يا بكش بر خان‌ومان انگشت نيل
رشحه : مىفرمودند كه جمعى « 1 » بهم مىنشينند هركدام در طور خود راسخ‌ترند ، ديگرى را « 2 » به خود مىكشند ، چه حكم غالب راست . همچو پله ترازو كه هركدام گران‌تر است آن ديگرى « 3 » را از جا برمىدارد و به خود مىكشد ، پس همت چنان بايد كه اگر همه اهل عالم به اين كس اقتدا كنند ، همه را بطور خود كشد و رنگ خود دهد ، انتهى كلامه . راقم اين حروف مؤيد اين سخن به خط مبارك حضرت ايشان بر ظهر كتابى نوشته ديده بود ، كه اين كلمات قدسيه را كه : كمال سلطنت و سلطانى آنكه به تصرف خود تمام رعايا و خواص خود را كسوت خود پوشاند ، چنان كه نظر او به هر كه افتد جز خود را نبيند ، كمال بندگان او در آنكه از خود به تمامى تهى شوند و در خود غير آنچه از پادشاه در ايشان است نه‌بينند و ندانند ، از ناديدن و نادانستن « 4 » نيز تهى شوند ، إذا تم فقرهم فلا هم الا انا . رشحه : مىفرمودند كه نعره زدن علامت غفلت است زيرا كه نعره وقتى زند كه بمعنى حاضر « 5 » شود و اگر هميشه حاضر باشد هيچ نعرهء نزند بلكه « 6 » حضور و آگاهى موجب فنا و بىشعورى است در آن مقام نعره زدن نمىباشد « 7 » كسى كه نعره مىزند حكم چوب تر را دارد كه در ميان آتش افتاده ، تا نمى باقى است آواز مىكند : « 8 »
كف مكن و بسر مرو ، سر مگشاى ديك را * نيك به جوش و صبر كن زانكه همىپزانمت
هامش
( 1 ) - مى : كه جمعى كه باهم مىنشينند ، چپ : جمعى كه بهم مىنشينند ( 2 ) - مج ، چپ : ديگران را ( 3 ) - بر : آن ديگر را ( 4 ) - چپ : ناديدن و دانستن ( 5 ) - مج : حاضر باشد ( 6 ) - مج : بلك ( اكثرا ) ( 7 ) - نسخه بدل چپ : نمىشايد ( 8 ) - مى : مج : مىكند ، شعر ، چپ : مىكند ، بيت .