اوست دست من و پا نيز بهرجا كه رود * پاىكوبان ز پيش مىروم و دست فشان
اما قسم دوم و از آن جمله است اين رشحات بيست و چارگانه « 1 » :
رشحه : مىفرمودند كه طالب را سه چيز لازم است كه از آن گريز نيست ، اول دوام وضوء ، دوم حفظ نسبت ، سيم « 2 » احتياط در لقمه .
رشحه : مىفرمودند كه اكابر در معنى لا إله الا اللّه گفتهاند كه ذاكر در مراتب سلوك خود گاهى لا معبود الا اللّه مىگويد . و گاهى لا مقصود الا اللّه و گاهى لا موجود الا اللّه پيش از شروع در سير الى اللّه چون لا إله الا اللّه گويد ، بايد كه لا معبود الا اللّه انديشد و در سير الى اللّه ، لا مقصود الا اللّه « 3 » و تا سير الى اللّه منتهى نشود و « 4 » قدم در سير فى اللّه ننهد ، لا موجود الا اللّه انديشيدن كفر است .
رشحه : مىفرمودند كه هر طالبى كه سنت را بر خود فرض نگرداند از نقصان دين او است ، بعضى سنتها بر حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلم فرض بود : فتهجد به نافلة لك ، اشارت به اين است از التزام سنن و آداب شرعى كما ينبغى ناگزير است و همه سعادتهاى ظاهرى و باطنى بر آن موقوف .
رشحه : مىفرمودند كه اين مهم يعنى حصول نسبت ، نه به كار مىشود و نه بيكار ، به كار نمىشود اگر ناقابل است و بيكار نمىشود اگر قابل است .
رشحه : مىفرمودند كه هر طالبى مبتدى كه كارى نيكو كند و كسى او را استحسان نمايد و آن استحسان نفس او را خوش آيد ، ظلمت اين خوش آمدن نفس ، مر طالب را كم از آن نيست كه با ذى رحم زنا كند .
رشحه : مىفرمودند اين كار « 5 » كه آدمى را افتاده است ، هيچ موجودى را
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : بيست و چهارگانه
( 2 ) - بر : سيوم ، مى : سيوم - مج : سيم ، چپ : سوم
( 3 ) - بر : ( و ) ندارد
( 4 ) - مى : ( و ) ندارد
( 5 ) - مج : ( اين كار ) ندارد .