به خدا آگاه مىباشيد و چون بيرون مىرويد خدا را فراموش مىكنيد و « 1 » ديگر نمىشناسيد ، حضرت شيخ فرمودند كه شما در مقابله شيخ « 2 » خود چه مىگفتيد ؟ گفتم سكوت مىكرديم ، شيخ فرمودند عجب سستى چند بودهايد ، بايستى كه در مقابله مىگفتيد ما خدا را نمىشناسيم ما ترا مىشناسيم ، انتهى كلامه قدس سره .
راقم اين حروف گويد كه بعضى « 3 » اكابر گفتهاند كه « 4 » پير در آئيه مريد خود را مىبيند اما مريد در آئينه پير ، خدا را مىبيند از حضرت ايشان در سمرقند استماع افتاده كه مىفرمودند « 5 » اكنون كه من در حال حياتم شما خداىبين نمىشويد ، كى « 6 » خواهيد شد .
من جمله انفاسه النفيسة
« 7 » : و آن دو قسم است اول آنچه از حضرت مولانا سعد الدين قدس سره « 8 » نقل مىكردند ، دوم آنچه به خود مىگفتند ، اما قسم اول و از آن جمله است اين هفت رشحه :
رشحه : مىگفتند كه حضرت مولاناى ما مىفرمودند ، ما نبوديم و خدا بود و ما نباشيم و خدا باشد و اكنون نيز ما نيستيم و خداست بنگريد كه بعد از چند « 9 » سال از كه جدا خواهيد بود و با كه مصاحب ؟ اكنون نيز با او مصاحب باشيد و از هرچه بر سر گور شما بازخواهدماند ، دل منقطع كنيد .
رشحه : مىگفتند كه هم ايشان مىفرمودند آنكه پير هرى قدس سره « 8 » فرموده است كه درويشى خاككى است « 9 - » نپخته و آبكى بر آن ريخته ، نه كف پا را از آن دردى و نه پشت پا را گردى « 10 » ، نه حقيقت درويشى است ، بلكه صفت و رسم درويشى است ،
هامش
( 1 ) - بر : مىكنيد كه ديگر
( 2 ) - بر : در مقابله حضرت شيخ چه
( 3 ) - مج : بعضى اكابر
( 4 ) - مج : پير در آئينه مريد پير خدا را مىبيند ، ( اما مريد در آئينه پير ، خدا را مىبيند ) ندارد
( 5 ) - بر ؛ كه فرمودند
( 6 ) - مى : پس كى خواهد شد ؟
( 7 ) - چپ :
النفيسه الشريفة
( 8 ) - مى : قدس الله سره
( 9 ) - مج : بعد از صد سال ، چپ نسخه بدل :
بعد از صد سال
( 9 - ) - مج : ( است ) ندارد
( 10 ) - مى : پشت پا را از آن گردى .