تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
رشحه : « 1 » روزى به تقريبى مىفرمودند كه اصالت نزد اهل تحقيق نه آنست كه آبا و اجداد كسى از جنس امراء و وزراء بوده باشد يا در سلك فسقه و ظلمه منتظم بود ، بلكه اصالت عبارت از حسن جوهريست كه در ذات ايشان مىباشد چون فطرت سليم و سرشت پاك و آنچه مردم در افراد انسانى « 2 » آن را اصل مىپندارند ، عين بداصلى است . رشحه : مىفرمودند كه به همه گدايان و سائلان شفقت و مرحمت مىبايد نمود و لقمه از بد و نيك دريغ نمىبايد داشت نظر در آن مىبايد كرد كه موجد ايشان كيست ، جنيدى « 3 » و شبلى حاجت نيست تا بوى احسان كنند ، هيچ عالىهمتى و پرهيزكارى به گدائى بدر خانه اين كس « 4 » نخواهد آمد ، از كجا است كه در آن ژنده و لباس مجهول صاحب‌دولتى نيست و اكثر چنين واقع است كه اولياء حق سبحانه ستر حال خود به صورت بىسر و پايان مىكنند . رشحه : روزى ايشان از كسى پرسيدند كه در چه كارى ، گفت ، حضورى دارم و پاى در دامان عافيت پيچيده‌ام و در كنجى به فراغت نشسته ، فرمودند حضور عافيت نه آنست كه پاى در كرباسى پيچى و در گوشه بنشينى ، عافيت آنست كه از خود بازرسته باشى آن زمان خواه در كنج « 5 » نشين و خواه در ميان مردم باش . رشحه : مىفرمودند كه علامت جوانمردى آنست كه دايم كسى محزون و اندوهناك بود ، در كارخانه الهى فارغ نشستن خوب نيست ، كسى كه در وى حزنى و اندوهى نيست از وى بوى غفلت مىآيد و كسى كه حزنى و اندوهى دارد از وى بوى « 6 » جمعيت و حضور مىآيد و نسبت خواجگان ما قدس اللّه تعالى ارواحهم در صورت « 7 » حزن و اندوه ظاهر مىشود .
هامش
( 1 ) - مج : ( رشحه ) ندارد ( 2 ) - بر : در افراد انسان ( 3 ) - مج : جنيد و شبلى ( 4 ) - چپ : اين كسى ( 5 ) - مى ، مج : در كنجى ( 6 ) - مى : ( بوى ) افتاده ( 7 ) - مى : در صولت حزن .