و آذربيجان « 1 » در انقلاب و اضطراب بود و حاكم آنجا محمد بيك نام كه از اعيان تراكمه بود و با حسن بيك قرابت قريبه « 2 » داشت ، بنا بر حسن اعتقاد و كمال اخلاصى كه وى را به حضرت مخدوم بود ، با سيصد سوار مكمل از اقربا و اتباع خود به قافله ايشان همراهى نمود و آن قافله را از كردستان « 3 » و مواضع خطرناك به سلامت گذرانيد و بولايت تبريز رسانيد و قاضى حسن و مولانا ابو بكر تهرانى و درويش قاسم « 4 » شقاول كه اعظم صدور و اقرب ندماء مجلس حسن بيك بودند ، با ساير امراء كبار و اعيان آن ديار استقبال ايشان كردند و باعزاز و اكرام تمام ، خدام ايشان را در منازل خوب و مواضع مرغوب فرود آوردند و باعث گشته ايشان را با حسن بيك ملاقات فرمودند و حسن بيك غايت اكرام و احترام بتقديم رسانيد و تحف « 5 » و هداياى پادشاهانه گذرانيد و بابرام تمام التماس باشيدن كرد ، ايشان ملازمت والده مسنه خود را بهانه ساخته ، متوجه خراسان شدند ، چون به هرات « 6 » رسيدند ميرزا سلطان حسين در مرو بود خبر مقدم شريف ايشان كه بوى رسيد ، بعضى از معتمدان خاص را با تحفهاى لايق مصحوب مكتوبى « 7 » مشتمل بر وفور اخلاص و نياز براى ايشان فرستادند « 8 » و در اول آن « 9 » مكتوب اين بيت نوشته بود كه « 10 » :
اهلا بمقدمك الشريف فانه * فرح القلوب و نزهة الارواح
مقارن اين حال رقعه امير نظام الدين علىشير در رسيد مشتمل برين رباعى « 11 »
انصاف بده اى فلك مينافام * تا زين دو كدام خوبتر كرد خرام
خورشيد جهانتاب تو از جانب صبح * يا ماه جهانگرد من از جانب شام
هامش
( 1 ) - مج ، آذربايجان
( 2 ) - مج : قرابت داشت
( 3 ) - بر : از كردستان به سلامت به تبريز رسانيد و
( 4 ) - چپ : و درويش قايم
( 5 ) - بر : و تحفه و هداياى
( 6 ) - مى ، چپ : چون به هرى
( 7 ) - چپ : مكتوب مشتمل
( 8 ) - مى ، چپ : فرستاد ، و ، مج : فرستانيد و
( 9 ) - بر : و در اول مكتوب
( 10 ) - مج : كه شعر ، چپ : كه بيت
( 11 ) - مى : رباعى كه ، مج : رباعى كه ، رباعيه ، چپ : رباعى كه ، رباعى .