« ذكر اشتغال حضرت مخدوم به تحصيل علوم در مبادى حال و رجوع ايشان باهل فضل و كمال »
چون ايشان در صغر سن همراه والد شريف خود بهراة آمدهاند ، در مدرسه نظاميه اقامت كردهاند و بدرس مولانا جنيد اصولى كه در علم عربيت ماهر بوده است و در آن فن شهرت تمام داشته ، درآمدهاند و ميل مطالعه مختصر تلخيص كردهاند ، چون به آن درس حاضر شدهاند جمعى به قرائت شرح مفتاح و مطول مشغول بودهاند ، ايشان با آنكه هنوز به حد بلوغ شرعى نرسيده بودهاند در خود استعداد فهم آن يافتهاند و به مطالعه مطول و حاشيه آن پرداختهاند ، بعد از آن بدرس مولانا خواجه على سمرقندى كه از اعاظم مدققان روزگار بوده « 1 » و از كمل تلامذهء حضرت سيد شريف جرجانى رحمة اللّه تعالى درآمدهاند ، مىفرمودند « 2 » كه وى در طريقه مطالعه بىمثل بود اما قريب بچهل روز از وى مستغنى توانستى شد ، بعد از آن بدرس مولانا شهاب الدين محمد جاجرمى كه از افاضل مباحثان زمان خود بوده و از سلسله تلمذ « 3 » حضرت مولانا سعد الدين تفتازانى رحمة اللّه تعالى مىرسيدهاند ، مىفرمودهاند « 4 » كه چندگاه بدرس وى مىرفتيم ، از وى دو سخن شنيديم كه به كار مىآيد يكى در كتاب تلويح كه بعضى از اعتراضات مولانازاده خطائى را دفع مىكرده روز اول كه براى دفع آن اعتراض دو سه مقدمه القا كرد آن را باطل ساختيم ، در مجلس ديگر بعد از تامل وافى صورت جوابى بيان كرد ، فىالجمله وجهى داشت و سخن ديگر وى در فن بيان از مطول تلخيص اندك مناقشهء مىنمود اگرچه آن سخن را در اصل زياده دفعى « 5 » نبود و تعلق بلفظ و عبارت كتاب مىداشت ، اما در توجيه وى استقامتى بود و بعد از آن در سمرقند بدرس قاضى روم كه از محققان عصر بوده ، مىرفتهاند ، در ملاقات اول ، مباحثه واقع شده بوده است و بتطويل انجاميده بالاخره قاضى به سخن ايشان آمده ، مولانا فتح اللّه تبريزى كه از دانشمندان متبحر بوده و پيش ميرزا « 6 » الغبيك مرتبه صدارت داشته حكايت مىكرده است كه
هامش
( 1 ) - بر : بوده است
( 2 ) - مج : ( مىفرمودند ) ندارد
( 3 ) - بر : تلمذه
( 4 ) - مج :
( مىفرمودهاند ) ندارد
( 5 ) - مج ، چپ : وقعى
( 6 ) - مج : و پيش الغبيك ،