تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
است نصب العين گردد .

مولانا « 1 » سعد الدين كاشغرى

: « 2 » قدس اللّه « 3 » تعالى سره در اوايل حال به تحصيل علوم اشتغال داشته‌اند و كتب متداوله تحصيل كرده بوده‌اند و جمعيت صورى نيز داشته‌اند ، چون داعيه اين طريق پيدا كرده‌اند ترك و تجريد تمام كرده « 4 » بصحبت مولانا نظام الدين عليه‌الرحمه پيوسته‌اند . خدمت خواجه كلان ولد عزيز حضرت مولانا سعد الدين قدس سره « 5 » مىفرمودند كه والد ما مىگفتند كه در سن هفت سالگى بودم كمابيش كه پدر مرا همراه خود « 6 » به سفر بردند و ايشان هميشه بطريق تجارت مشغولى داشتند و به اطراف و جوانب از براى كسب معاش آمد شد مىكردند و در آن سفر كه مرا برده بودند پسرى به‌غايت صاحب جمال « 7 » هم ، در سن « 8 » من همراه بود ، مرا به وى علاقه محبتى شد ، شبى در خانه كاروانسرا بهم « 9 » بوديم و پهلوى هم خواب كرديم ، چون شمع نشانده شد و مردم بخواب رفتند در خاطر من افتاد كه دست وى را بگيرم و چشم خود را « 10 » بر آن مالم ، هنوز دست فراز نكرده بودم كه « 11 » ديدم كه گوشه خانه شق شد و مردى با هيبت ، شمعى روشن بدست گرفته از آن شكاف درآمد و بجانب ما فرونگريست و تيز برگذشت « 12 » و گوشه ديگر « 13 » از آن خانه شق شد وى از آن شكاف بيرون رفت و غايب شد ، حال بر من بگشت و متنبه شدم و آن علاقه نماند . و هم خدمت « 14 » خواجه كلان نقل كردند « 15 » كه والد مادر سن دوازده سالگى بوده‌اند
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : حضرت مولانا ( 2 ) - مى : ( كاشغرى ) ندارد ( 3 ) - مج : قدس سره چپ : قدس اللّه سره ( 4 ) - بر : تمام كرده‌اند و بصحبت ( 5 ) - مى : قدس اللّه تعالى سره ( 6 ) - بر : همراه به سفر ( 7 ) - : ( جمال ) افتاده ( 8 ) - بر : هم‌سن همراه بود ( 9 ) - مج : ( بهم ) ندارد ( 10 ) - مى ، مج : ( را ) ندارد ( 11 ) - بر : ( كه ) ندارد ، ( 12 ) - بر : تيز بگذشت ( 13 ) - بر : ديگرى از ( 14 ) - چپ : و هم حضرت خواجه ( 15 ) - بر : ( كه ) ندارد ، مى : كرده‌اند كه .