تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
اراده كنند ، چنان كه گويند فلان ، بار فلانى برداشت ، يا فلان بار بر فلان انداخت « 1 » مراد ايشان رفع مرض يا حواله عرض باشد و مخفى نماند كه رفع مرض و حواله عرض مخصوص بطبقه « 2 » خواجگانست قدس اللّه تعالى « 3 » ارواحهم . خدمت « 4 » والدى عليه‌الرحمه به فقير مىگفتند كه تو شب جمعه بيست و يكم جمادى « 5 » الاولى سنه سبع و ستين و ثمانمائه متولد شدى و در صباح اين جمعه پيرى بزرگوار از خاندان حضرت خواجه محمد پارسا قدس اللّه « 6 » تعالى روحه به نيت سفر حجاز از ماوراءالنّهر به سبزوار آمد « 7 » و چند روز در منزل ما اقامت فرمود و ما در آن « 8 » صباح جمعه ترا بر روى دست گرفته پيش ايشان برديم ، ترا فرا « 9 » گرفتند و بانك نماز در گوش راست تو گفتند و قامت در گوش چپ : و پيشانى ترا بوسه دادند و گفتند اين كودك از ما است و بعد از سه روز ترا مرض ام الصبيان عارض شد و آن بيمارى مهلك است اطفال را ، ما ترسيديم و چون آن مرض اشتداد يافت ، بار ديگر ترا پيش ايشان آورديم و مرض تو عرض كرديم ، گفتند باكى نيست و باز ترا فراگرفتند و در كنار خود نهادند و از فرق تا قدم ترا دست كشيدند و گفتند با او كارها است ، شما دل جمع « 10 » داريد ، بعد از آن ديگر اثرى از آن مرض در تو پيدا نشد و چون طالبان و مستعدان آن ديار بر حال آن عزيز به قدر اطلاعى يافتند صحبت ايشان را مغتنم دانسته به خدمت مىشتافتند روزى ايشان از فقير پرسيدند كه فلان جوان از بزرگزادگان و نقباى اين شهر كه بما زياده التفاتى مىدارد چند روز است كه پيدا نيست ، آيا جهت آن چيست ؟ گفتم يك هفته شد كه به درد دندان عظيم افتاده است و يك طرف روى وى ورم كرده « 11 » ، فرمودند كه
هامش
( 1 ) - چپ : فلان انداخته ( 2 ) - بر : مخصوص طبقه ( 3 ) - مى ، چپ : قدس اللّه ارواحهم ، مج : قدس اللّه تعالى سره ( 4 ) - چپ : خدمت والد اين فقير عليه‌الرحمه ( 5 ) - چپ : جمادى الاول ( 6 ) - مى : قدس اللّه تعالى سره ، مج : قدس اللّه روحه ، چپ : قدس اللّه سره ( 7 ) - بر : بسبزوار آمده چند روز ( 8 ) - بر : و ما در اين ( 9 ) - بر ؛ ترا گرفتند ( 10 ) - مج ( جمع ) ندارد ( 11 ) - بر : ( فرمودند كه وى جوانى قابل است ، خيزيد تا به عيادت وى رويم ، در ملازمت ايشان بر سر بالين آن سيدزاده رفتيم ديديم كه با روى ورم كرده ) افتاده .