سررشته بدست تست و من دستآموز * چون سوى خودم كشى بسر بازآيم
* * *
چنين كه من ز فراقت بسر درآمدهام * گرم تو دست نگيرى كجا توان برخاست
و عليه اعتمادى فى هذه الأمنيّة و عليه اتوكل و به استعين « 1 » ، آرى اگر نماز در اول تحريم و تكبير ، دل حاضر باشد و در آخر تسليم ، جان ناظر ، غيبتها و غفلتها كه در ميانه رود آن را به كرم عميم بحضور برمىگيرند و آن « 2 » طاعت شكسته بسته را درمىپذيرند ، كرم از آن بيشتر نتواند بود و رحمت از آن افزونتر صورت نتواند « 3 » بست ، شفقت بر فروماندگان از آن وافرتر تصور نتوان كرد ، انشاءالله « 4 » كه اين چند رقم كه رقعه نياز است و به عرق تشوير و قلم دهشت بر بياض خجلت « 5 » ثبت افتاد در آن حضرت محلى « 6 » يابد و بر فتراك قبول اين فرومانده را دستآويزى نو نامزد شود : « 7 »
جاءت « 8 » سليمان يوم العرض قبرة * و ياتى برجل جراد كان فى « 9 » فيها
ترنمت بلطيف القول و اعتذرت * ان الهدايا على مقدار مهديها
هديهء ما رد مكن انگار كه پاى ملخى * تحفه مور سوى تخت سليمان آرد
حاليا روى نياز بر آستانه بىنياز مىمالد و زارزار به درد دل مىنالد باشد كه به حكم العود « 10 » احمد ، ازين سوى درى بگشايد و از آن « 11 » جناب اشارتى آيد كه عودوا ، عودوا الى وصالى عودوا . باز آ كه ترا به ناز « 12 » مىدانم داشت : « 13 »
شود ميسرم آيا در اين جهان اينم * كه باز با تو دمى شادمانه بنشينم
به گوش دل سخن دلگشاى تو شنوم * به چشم جان رخ راحتفزاى تو بينم
اگرچه درخور تو نيستم قبولم كن * اگر بدم من و گر نيك چون كنم اينم
هامش
( 1 ) - مح : و به نستعين
( 2 ) - چپ : و آن طاقت
( 3 ) - مج : نتوان بست
( 4 ) - مى :
انشاءالله تعالى
( 5 ) - مى ، چپ : خجالت
( 6 ) - مى : محل
( 7 ) - مج : نامزد بشود
( 8 ) - بر : جاءت لسليمان
( 9 ) - بر : ( فى ) ندارد چپ : جاءت سليمان يوم العرض فرت - يأتى
( 10 ) - بر : للعود احمد
( 11 ) - مج : از آن جانب
( 12 ) - چپ : ترا نياز
( 13 ) - مى :
داشت ، نظم - چپ : داشت بيت .