تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
جذبه قوى داشته‌اند و به صفت جذبه هرگاه كه مىخواسته‌اند « 1 » تصرف مىكرده‌اند و وى را از مقام حضور و شعور ، به اين عالم به كيفيت بيخودى و بىشعورى مىرسانيده‌اند و ذوق غيبت و فنا كه بعضى از ارباب سلوك را على سبيل الندرة بعد از مجاهده بسيار ميسر مىشود ، مىچشانيده « 2 » ، در ماوراءالنّهر و خراسان كيفيت تصرف ايشان در طالبان وز ايران اشتهار « 3 » تمام دارد كه هركه بدست بوس « 4 » شريف ايشان مشرف شدى از پاى درافتادى و دولت غيبت بيخودى دست دادى . چنين استماع افتاده است كه يك روز « 5 » بامداد از خانه بيرون آمدند و كيفيتى غالب داشتند هركه را كه نظر برايشان افتاد « 6 » همه را كيفيت بيخودى روى نمود و بى خود افتادند « 7 » يكى از درويشان ايشان « 8 » به عزيمت سفر مبارك به هرات رسيد آثار جذبه و غيبت و بيخودى و حيرت از وى ظاهر بود ، گاهى كه در بازارها مىگذشت چنان مىنمود « 9 » كه وى را امر « 10 » باطنى فروگرفته است و بآمد شد خلق و گفتگوى ايشان چندان شعورى ندارد . عزيزى از اين « 11 » سلسله كه اين فقير « 12 » به خدمت ايشان مىرسيد ، مىفرمودند كه كار آن درويش بيش « 13 » از اين نيست كه على الدوام صورت خواجه حسن را مراقب « 14 » مىباشد و نگاه مىدارد و بركت آن نگاهداشت صفت جذبه ايشان بوى سرايت كرده است . خدمت خواجه حسن به التماس يكى از اكابر وقت « 15 » كه نسبت « 16 » به ايشان اخلاص تمام داشته است ، مختصرى در طريق خواجگان قدس اللّه تعالى « 17 » ارواحهم نوشته‌اند و بعضى از آن اينست كه برسم تيمن و استرشاد ايراد مىيابد .
هامش
( 1 ) - مى : كه مىخواسته‌اند از كسى تصرف مىكرده‌اند ( 2 ) - چپ : مىچشانيده‌اند و در ، مى : مىچشانيده و در ( 3 ) - مى : اشتهارى تمام ( 4 ) - مى : ( بوس ) افتاده ( 5 ) - مج : كه يك بامداد ( 6 ) - بر : مىافتاد ( 7 ) - چپ : بى خود افتاد ( 8 ) - مج : ( ايشان ) ندارد ( 9 ) - چپ : چنان معلوم مىشد كه ( 10 ) - مى : ( امرى باطن ( 11 ) - چپ : عزيزى بود از اين ( 12 ) - بر : اين حقير ( 13 ) - بر : بجز اين ( 14 ) - مج : مراقبه ( 15 ) - بر : ( وقت ) ندارد ( 16 ) - چپ : كه نسبت ايشان ( 17 ) - مج : قدس سره ، چپ : قدس اللّه ارواحهم .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 160 | على بن حسين واعظ كاشفى