ما نيستانيم و عشقت آتشست * منتظر كان آتش اندر نى رسد
و در شدت مرض مكرر مىفرمودند كه من در خدمت ، پهلوان صورت و معنى بودهام ، هل من مزيد ، هل من مزيد بسيار مىگفتند و حضرت خواجه بزرگ را قدس الله « 1 » تعالى سره حاضر مىديدهاند « 2 » و با ايشان سخن « 3 » مىگفتهاند و مىشنيدهاند و بيان بىاختيارى خود و رفتن و باشيدن كرده و مىگفتهاند در رفتن و باشيدن « 4 » من دو فريق شدهايد ، بر يك فريق باشيد ، تا من نيز بر آن شوم . پيش « 5 » از مرض بده « 6 » پانزده روز اختيار رفتن كردهاند و تأكيد فرموده كه ازين اختيار برنخواهمگشت « 7 » و موجب تكسير ايشان صداع قوى و درد ميان و كمر بوده و مبدا تكسير ايشان روز دوشنبه دوم « 8 » ماه رجب سنه اثنتين « 9 » و ثمانمائه بوده « 10 » و ارتحال بدار القرار بعد از نماز خفتن شب چهارشنبه بيستم رجب واقع شده و روضه شريفه ايشان در ده « 11 » نوچغانيانست . و هم حضرت خواجه محمد پارسا قدس اللّه تعالى سره نوشتهاند كه درويشى از جمله محبان و درويشان حضرت خواجه علاء الدين قدس اللّه « 12 » تعالى سره بعد از وفات ايشان به چهل روز كمابيش در شب شنبه بيست و هشتم شعبان از سال مذكور حضرت خواجه را در واقعه ديده كه فرمودند آنچه ما را كرامت كردند والاتر است از آنچه اعتقاد محبانست و فرمودند آنچه بود در ميان شما گذاشتهام ، سوزنى پيش ايشان افتاده بود بدست « 13 » گرفتند و بر پاى كردند و فرمودند ظهور اين معنى بر كسى است كه بر سر اين سوزن راست ايستد و به هيچ طرفى « 14 » ميل نكند .
و هم حضرت خواجه نوشتهاند كه حضرت خواجه علاء الدين قدس اللّه « 15 » تعالى
هامش
( 1 ) - قدس سره
( 2 ) - مى : حاضر مىبودهاند
( 3 ) - چپ : ( سخن ) ندارد
( 4 ) - بر :
در رفتن و بودن من
( 5 ) - مى : چپ : و پيش از
( 6 ) - مى : به ده يا پانزده
( 7 ) - چپ :
اختيار برنخواهم گشتن - مى ، مج : اختيار نخواهم گشتن
( 8 ) - مى : دويم
( 9 ) - مى ، چپ :
اثنين و
( 10 ) - مى : بوده است
( 11 ) - بر : در ده چغانيانست
( 12 ) - مج : قدس سره
( 13 ) - مى ، بدست خود گرفتند
( 14 ) - مى : به هيچ طرف
( 15 ) - مج : قدس سره .