و الا آن صفت بود نه تواضع : .
رشحه : « 1 » مىفرمودند كه طريقه مراقبه از طريق « 2 » نفى و اثبات اعلى است و اقرب است بجذبه « 3 » از طريق مراقبه به مرتبه وزارت و تصرف در ملك و ملكوت مىتوان « 4 » رسيد و اشراف بر خواطر « 5 » و به نظر موهبت نظر كردن و باطنى را منور گردانيدن از دوام مراقبه است ، از ملكه ، مراقبه دوام جمعيت خاطر و دوام قبول دلها حاصل است و اين معنى را جمع و قبول مىنامند و مىفرمودند كه در ابتداء چون بخوارزم رفته شد ، به هر كس از اصحاب به باطن اشتغال نموده مىشد ، به اختيار خود به جهت اختيار باطن « 6 » خود ، تا بيند كه آن صفت را بقاء هست يا نى ، آن اشتغال قوى فايده گردد « 7 » و آن ملكه باقى ماند .
رشحه : « 8 » مىفرمودند خاموشى از سه صفت بايد خالى نباشد ، يا نگاهداشت خطرات « 9 » يا مطالعه ذكر دل كه گويا شده باشد ، يا مشاهده « 10 » احوال كه بر دل مىگذرد .
رشحه : مىفرمودند كه « 11 » خطرات مانع نبود ، احتراز از آن دشوار باشد ، اختيار طبيعى كه مدت بيست سال در نفى آن بوديم ناگاه به نسبت خطره بگذشت اما قرار نيافت ، خطرات را منع كردن كارى قوى است و بعضى برآنند كه خطرات را اعتبارى نيست اما نبايد گذاشت تا متمكن گردد ، كه بتمكن « 12 » آن سده در مجارى فيض پديد آيد بنا بر آن دايم متفحص احوال باطن « 13 » بايد بود و خود را بنفس زدن تهى كردن ظاهرا بامر مرشد در حضور يا غيبت براى نفى خطرات است كه تمكن يافته است در باطن ، و سبب آنست كه هر معنى در لباس صورتى بود ، بهر وقت « 14 » خود را بنفس زدن « 15 » از
هامش
( 1 ) - مج : ( رشحه ) ندارد
( 2 ) - مج : ( از طريق ) ندارد
( 3 ) - بر : بجذبه آن طريق مراقبه
( 4 ) - مج ؛ مىتواند رسيد
( 5 ) - مج : و بر خاطر و
( 6 ) - مج : باطنى خود
( 7 ) - مى ، چپ قوى فايده كرد و آن
( 8 ) - مج : ( رشحه ) ندارد
( 9 ) - مج : خاطرات
( 10 ) - مى :
با مشاهده و احوال
( 11 ) - بر : ( كه ) ندارد
( 12 ) - مى : كه متمكن آن شده در
( 13 ) - بر : احوال باطنى
( 14 ) - بر : بهر وقتى
( 15 ) - بر : زدنى از .