احوال « 1 » ظاهرى و باطنى هر لحظه به باطن در كسب جمعيت تفويض « 2 » باشد ، هر نوع اختيار كه ازو سر مىزند بكسب تفويض آن را از خود محو مىكند و مىداند و مىشناسد كه اختيار حق سبحانه براى وى « 3 » هرآينه بهتر است از اختيار وى براى خودش و بر طالب نيز آنست كه به نسبت مرشد على الدوام در حضور و غيبت به نسبت احوال باطنى در كسب همين تفويض باشد .
رشحه : مىفرمودند كه مقصود از ديد « 4 » صفت جبارى ظهور صفت تضرع و زارى است و توبه و انابت كه به حق سبحانه و علامت صحت آن ديد ، ميل بمناجات است نه بخرابات
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها ،
حكمت در آن آنست كه چون ميل رضا بيند شكر گويد ، و بر آن رود چون ميل بعدم رضا بيند تضرع كند و به حق سبحانه بازگردد و از صفت استغنا ترسد .
رشحه : مىفرمودند كه سابقه عنايت ازلى را مىبايد ديد و از اميدوارى به آن عنايت بىعلت و طلب آن عنايت لحظهاى غافل نمىبايد بود و از « 5 » استغنا خود را نگاه مىبايد داشت و اندك حق سبحانه را بسيار « 6 » بزرگ مىبايد شمرد و ترسان « 7 » و لرزان بود ، از ظهور استغناى حقيقى .
رشحه : مىفرمودند كه ولايت جائى ثابت مىشود كه او را به او نگذارند و اگر قصورى گذرد و بازخواست بود در آيت كريمه :
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ،
« 8 » مىفرمودند كه ايشان را خوف ظهور طبيعت نيست به حكم آنكه لفانى « 9 » لا يرد الى اوصافه .
هامش
( 1 ) - بر : ظاهر و باطن .
( 2 ) - مج : تعويض
( 3 ) - بر : براى وى بهتر است هرآينه از .
( 4 ) - چپ : از ديدن صفت بيمارى
( 5 ) - مج : ( بود و از استغنا خود را نگاه مىبايد ) افتاده
( 6 ) - مى ، چپ : ( بسيار ) ندارد ، مج : و اندك حق را سبحانه بزرگ بىنهايت مىبايد شمرد
( 7 ) - بر : و ترسان و هراسان و لرزان بود
( 8 ) - مى : در آيه كريمه بالا ان يك اولياء الله الخ كه البته اين سهو كاتب است
( 9 ) - مى : الفانى لا يروا فى اوصافه ، مج : الفانى لا يروا الى اوصافه : چپ : الفانى لا يروا الى اوصافه .