رشحه : مىفرمودند من متضمن مىشوم كه هركه در اين طريقه « 1 » بتقليد درآيد هرآينه بتحقيق رسد ، و فرمودند « 2 » كه حضرت خواجه بزرگ قدس الله تعالى « 3 » سره مرا بتقليد خود امر كردند ، در هرچه تقليد ايشان كردم و اكنون مىكنم هرآينه اثر و تحقيق آن را به تحقيق مشاهده مىكنم .
رشحه : مىفرمودند كه اين طايفه را جز در مقام تلوين نتوان شناخت ، اكنون معلوم مىكنم كه ايشان را در مقام تمكين نمىشده است شناختن ، هركه در حالت تمكين ايشان را دريافت و به تقليد عمل كرد بىبهره ماند بلكه در خطر زنديقى شد ، مگر آنكه عنايت فرمايند و خود را بوى نمايند ، انتهى كلامه قدس « 4 » سره .
پوشيده نماند كه تلوين نزد مشايخ طريقت قدس الله « 5 » تعالى ارواحهم ، عبارتست از گرديدن دل سالك در احوال كه « 6 » بر وى مىگذرد و بعضى گفتهاند گرديدن دل است ميان كشف و احتجاب ، بسبب غيبت صفات نفس و ظهور آن و هرآينه سالك را در اين مقام توان شناخت از جهت تلوين احوال وى ميان صفات متقابله مثل قبض و بسط و سكر و صحو و امثال آن .
و تمكين ، باصطلاح ايشان عبارتست از دوام كشف حقيقت بهواسطه اطمينان دل در موطن « 7 » قرب و هرآينه سالك را در اين مقام نتوان شناخت زيرا كه صاحب « 8 » تمكين به مرتبه علم سعت رسيده است و در اكل و شرب و بيع و شرى و نوم و يقظه و ساير صفات بشرى به مثابه و مماثل اهل ظاهر شده و تقليد اهل تمكين در امور طبيعى و ترك رياضات و مجاهدات موجب خطر زنديقى است . چنان كه حضرت خواجه علاء الدين قدس « 9 » سره فرمودهاند كه « 10 » هرگاه كه تلوين را بر آن معنى حمل كنيم كه مصطلح قطب الموحدين و غوث المحققين ، شيخ محى الدين بن العربى و اتباع ايشانست « 11 » قدس الله تعالى « 12 »
هامش
( 1 ) - چپ : در اين طريق
( 2 ) - چپ : فرمودهاند كه
( 3 ) - چپ : قدس سره
( 4 ) - مى :
قدس الله سره
( 5 ) - مى : قدس سره
( 6 ) - چپ : در احوالى كه
( 7 ) - مج در مواطن
( 8 ) - مج ( صاحب ) ندارد
( 9 ) - مى : قدس الله تعالى سره
( 10 ) - مى ، چپ : اما هرگاه كه
( 11 ) - مى : اتباع او است
( 12 ) - مى : قدس الله تعالى ارواحهم چپ : قدس الله ارواحهم ، مج :
قدس سره .