برسم تيمن و تبرك در ضمن بيست و هفت رشحه درين مجموعه مسطور مىشود :
رشحه : مىفرمودند كه مقصود از رياضت « 1 » نفى تعلقات « 2 » جسمانيت است به كلى و توجه كلى « 3 » بعالم ارواح و بعالم حقيقت ، مقصود از سلوك آنست كه بنده به اختيار و كسب خود ازين تعلقات « 4 » كه موانع راهند ، بگذرد و هريك از اين تعلقات « 5 » را بر خود عرضه كند ، از هركدام گذرد « 6 » علامت آن بود كه آن تعلق « 7 » مانع نيست و غالب نيامده است و در « 8 » هركدام كه بازايستد و خاطر به آن « 9 » بيند ، بداند كه آن مانع راه « 10 » او شده است ، تدبير قطع آن كند ، حضرت خواجه ما براى احتياط چون جامه نو پوشيدندى در اول گفتندى كه اين آن فلانست و عاريتوار پوشيدندى .
رشحه : مىفرمودند كه تعلق به مرشد اگرچه به حقيقت غير است و در آخر نفى بايد كرد اما در اول سبب وصول است و تعلق ما سوى او را نفى كردن از لوازم است ، همگى « 11 » وجود او در « 12 » رضاى او بايد طلبيد و در محل ما سواى او نفى كند ، چون در غير محل نفى ، فائده ندهد .
رشحه : مىفرمودند كه مشايخ كبار قدس الله تعالى ارواحهم گفتهاند : التوفيق مع السعى ، همچنين مدد « 13 » روحانيت مرشد مر طالب را به قدر سعى طالب است كه بامر مقتدا بود ، بىسعى ، اين معنى بقا نمىيابد ، توجه مقتدا را بطالب چند روز بيش بقا نبود ، پيداست كه مبتدا به غير چند تواند « 14 » متوجه بود لطيفه الهى بود كه مولانا داودك از « 15 » سابقان اصحاب حضرت خواجه بزرگ است عليهالرحمه هم از اول مرا بسعى امر كرد و توفيق رفيق « 16 » شد تا در صحبت حضرت خواجه قدس الله « 17 » تعالى سره ،
هامش
( 1 ) - بر ؛ رياضات
( 2 ) - بر : نفى متعلقات
( 3 ) - بر : ( كلى ) ندارد
( 4 ) - بر :
ازين متعلقات
( 5 ) - بر : عرض كند
( 6 ) - چپ : كه گذرد
( 7 ) - مج : آن تعلقات
( 8 ) - و هركدام
( 9 ) - مى ، چپ : و خاطر را به آن
( 10 ) - مى : ( او ) ندارد
( 11 ) - مى :
همگى همت وجود
( 12 ) - بر : وجود او و رضاى او
( 13 ) - بر : مدد از روحانيت
( 14 ) - بر : تواند توجه نمود و متوجه
( 15 ) - مج : ( از سابقان اصحاب حضرت خواجه بزرگ است عليهالرحمه ) ندارد
( 16 ) - مى : ( رفيق ) افتاده
( 17 ) - چپ : قدس سره .