تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
خاطر من آنجا فرونيامد ، اجارت خواستم ، ايشان گفتند كه درين بوستان درآييد و سير كنيد و چنان انگاريد كه خراسان و عراق و همه جا ديده‌ايد « 1 » من سير كرم چون خاطر باشيدن نبود اجازت بخارا طلبيدم و دو سه روزى كه نزد شيخ سراج الدين بودم ملاحظه احوال ايشان مىكردم روز « 2 » به كلالى مشغول مىبودند شب بسيار مىنشستند بطريقه « 3 » كه مىنشستند و به‌پاى ديگر نمىگشتند . و « 4 » هم حضرت ايشان فرموده‌اند كه مولانا سراج الدين هروى بسمرقند آمده بود و در « 5 » مدرسه ميرزا الغ‌بيك مدرس شده ، وى مىگفت كه « 6 » من شيخ سراج الدين پيرمسى را ديده بودم ، با وجود آنكه ايشان را تتبع متداولات علميه كمتر بود ، در مجلس و سخنان ايشان چندان نمك و حلاوت بود كه در مجلس بسيارى از دانشمندان و درويشان نبود ، و اين مولانا سراج الدين هروى بسيار درويشان ديده بود و ملازمت اين طايفه بسيار كرده ، كتاب مفاحص پيش خواجه ضياء الدين « 7 » عليه‌الرحمه خوانده بود و بسبب ملاقات شيخ سراج الدين پيرمسى و حلاوت كلام « 8 » و لطافت مجلس ايشان ، به خانواده خوجگان قدس اللّه تعالى « 9 » ارواحهم عقيده بسيار داشت . حضرت « 10 » ايشان مىفرمودند كه شيخ سراج الدين پيرمسى از اهل اين سلسله بودند هرگاه « 11 » كسى قصد ايشان كردى همان زمان خانه جاروب كرده بود يا هنوز جاروب در دست داشتند ، از ايشان سر آن پرسيدم گفتند « 12 » مرا قرينى است از جن كه « 13 » هرگاه مهمان خواهد آمد وى پيش از آن مرا خبر مىكند .
هامش
( 1 ) - مى : همه جا ديد آيد ، چپ : ديده آمد ( 2 ) - مج ، چپ : روزى به كلالى ( 3 ) - بر : به طريقه‌اى از پاى به‌پاى نمىگشتند چپ : بطريقه كه مىنشستند پاى ديگر نمىگشتند ( 4 ) - بر : رشحه ، و هم حضرت ( 5 ) - مى : ( در ) ندارد ( 6 ) - مج : ( كه ) ندارد ( 7 ) - مى ، مج : خواجه صاين الدين ( 8 ) - بر : ( كلام ) ندارد ( 9 ) - قدس الله تعالى سره ، چپ : قدس الله ارواحهم ( 10 ) - بر : رشحه ، حضرت ايشان ( 11 ) - بر : هرگاه كسى بديدن ايشان مىرفت همان زمان ( 12 ) - بر : پرسيدم فرمودند كه مرا ( 13 ) - مى : از جن هرگاه كه .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 128 | على بن حسين واعظ كاشفى