ساعتى سر برآوردند و اين بيت خواندند كه :
چو غلام آفتابم همه ز آفتاب گويم * نه شبم نه شبپرستم كه حديث خواب گويم
خواجه ناصر الدين
« 1 » عبيد الله : رضى الله « 2 » تعالى عنه و ارضاه ، اگرچه از حيثيت نسبت ارادتى كه حضرت ايشان را به خدمت مولانا يعقوب عليهالرحمه ثابت بوده است لايق آن بود و مناسب چنان مىنمود كه ذكر حضرت ايشان بعد از ذكر مولانا « 3 » سمت ايراد يابد ليكن چون احوال حضرت ايشان از مبدا تا منتهى مشتمل است بر انواع حكايات و روايات از صفات آباء و اجداد و اقرباء و اولاد آن حضرت و بيان مبادى احوال و اطوار و صحبت مشايخ كبار « 4 » و معارف و لطائف كه در خلال مجالس از آن حضرت بىواسطه استماع افتاده و شرح تصرفات و خوارق عادات كه از حضرت ايشان بظهور آمده است و ذكر تاريخ وفات و كيفيت انتقال و ارتحال آن حضرت بدار آخرت « 5 » لاجرم ، بعد از اتمام اين مقاله كه مشتمل است بر ذكر سلسله خواجگان قدس الله تعالى « 6 » ارواحهم ، شرح « 7 » احوال آن حضرت كه مقصود از تأليف اين مجموعه آنست بر سبيل تفصيل در ضمن سه مقصد و خاتمه ايراد مىيابد چنانچه در ديباچه اين رساله فهرست « 8 » آن نوشته شده است .
خواجه علاء الدين غجدوانى
: رحمه الله « 9 » تعالى سره ، از اجله اصحاب حضرت خواجه بزرگاند « 10 » مولد ايشان ده غجدوان است و قبر مبارك ايشان در فيل مرزه « 11 » است دهى « 12 »
هامش
( 1 ) - بر : ( ناصر الدين ) ندارد
( 2 ) - مى : رحمة الله عليه ، مج : رضى الله عنه و ارضاه ، چپ : رضى الله تعالى عنه و ارضاه قدس سره
( 3 ) - بر ، ذكر حضرت مولانا
( 4 ) - بر :
كبار و صغار و معارف
( 5 ) - بر : بدار القرار
( 6 ) - مج : قدس سره ، چپ : قدس الله ارواحهم
( 7 ) - مى : شرح احوال حضرت ايشان : چپ : مشرح احوال حضرت ايشان ، مج :
احوال حضرت ايشان
( 8 ) - چپ : فهرست آن
( 9 ) - مى : چپ : رحمة الله عليه
( 10 ) - بر :
خواجه بزرگ قدس الله تعالى سره
( 11 ) - مج : فيلمزره
( 12 ) - مج : كه دهى است بر چند فرسنگى شهر بخارا .