تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
مىكنيم اما « 1 » تا هر كسى چون آيد وقت چون باشد ، بعد از آن سلسله مشايخ خود را تا به حضرت خواجه عبد الخالق غجدوانى قدس اللّه تعالى سره « 2 » بيان كردند و اين فقير را وقوف عددى « 3 » مشغول گردانيدند و فرمودند كه اول علم لدنى « 4 » اين سبق است كه از حضرت خواجه خضر عليه السلام به حضرت خواجه بزرگ « 5 » خواجه عبد الخالق رسيده بود بعد از آن چند وقت ديگر در « 6 » ملازمت ايشان مىبودم تا غايتى كه فقير را « 7 » از بخارا اجازت سفر شد فرمودند كه : آنچه از ما به تو رسيده است به بندگان خداى تعالى « 8 » برسان تا سبب سعادت باشد . حضرت ايشان فرموده‌اند « 9 » كه خدمت مولانا يعقوب عليه‌الرحمه گفتند كه حضرت خواجه بزرگ مرا امر فرمودند « 10 » كه به خواجه علاء الدين عطار مصاحب باشيد ، بعد از وفات حضرت خواجه به چند گاه من به بدخشان افتادم و خدمت خواجه علاء الدين در چغانيان متوطن بودند به اين فقير نامه نوشتند كه وصيت حضرت خواجه چنين بود كه باهم باشيم و حالا مصلحت چيست ، چون بر مضمون مكتوب اطلاع افتاد ، من به چغانيان آمدم و در ملازمت ايشان باشيدم تا وقتىكه خدمت خواجه نقل كردند بعد از سه روز سفر كردم و به جانب هلغتو آمدم « 11 » حضرت مولانا يعقوب چرخى قدس سره در مبادى احوال چندگاه در جامع هرات و چندگاه در ديار مصر به تحصيل علوم اشتغال داشته‌اند . حضرت ايشان مىفرمودند كه خدمت مولانا يعقوب عليه‌الرحمه گفتند كه چند گاه در هرى بودم از خانقاه خواجه عبد اللّه انصارى قدس اللّه تعالى « 12 » سره كه
هامش
( 1 ) - بر : اما هر كسى ( 2 ) - چپ : قدس سره مى : قدس الله تعالى اسرارهم ( 3 ) - چپ : وقوف عادى ( 4 ) - مج : ( لدنى ) ندارد ، ( 5 ) - مج ؛ چپ : خواجه بزرگ رسيده ، مى : خواجه بزرگ رسيده از بخارا بعد از ( 6 ) - بر : ديگر در بخارا بودم و در ملازمت ( 7 ) - مى : كه اين فقير را اجازت ، بر : كه فقير را اجازت سفر ( 8 ) - چپ ، ( تعالى ) ندارد ( 9 ) - چپ : مىفرمودند ( 10 ) - چپ : مرا فرمودند كه ، مج : مرا فرموده بودند كه ( 11 ) - مى : آمدم به حضرت رفتم ، مولانا يعقوب چرخى قدس الله تعالى سره ( 12 ) - مج ، چپ : قدس سره ، مى : قدس الله سره .