در بازار ملك واقعست ، طعام مىخوردم بسبب آنكه در شرط آن توسعه هست و در اصل وقف نيز احتياط نمودهاند و حضرت ايشان مىفرمودند كه از اوقاف مدرسه غياثيه نيز مىشايد خوردن بسبب آنكه از اوقاف آن نيز احتياط مرعى داشتهاند و مردم صالح متورع در مدرسه غياثيه ساكن مىبودهاند و از اوقات آن اجتناب نمىنمودهاند و هم از حضرت ايشان از خدمت مولانا قدس سره نقل مىكردند « 1 » كه ايشان مىفرمودند كه در شهر هرات از موقوفات آن جز ، در سه موضع چيزى نمىتوان خورد . در خانقاه خواجه عبد اللّه انصارى قدس الله تعالى « 2 » سره و در خانقاه ملك و در مدرسه غياثيه ، ديگر جائى كه « 3 » در وقف بىتردد نباشد نيست و لهذا اكابر ماوراءالنّهر قدس الله « 4 » ارواحهم مريدان خود را از سفر هرات منع كردهاند چه ، حلال در آنجا كم است ، چون سالك به حرام افتد رجع القهقرى عاد الميشوم الى طبعه ، به طبيعت « 5 » بازگردد « 6 » و از سلوك صراط مستقيم منحرف شود .
و هم حضرت ايشان مىفرمودهاند كه خدمت مولانا يعقوب عليهالرحمه با خدمت شيخ زين الدين الخوافى « 7 » رحمة الله در مصر هم سبق بودهاند و پيش مولانا شهاب الدين سيرامى رحمه الله تعالى كه از كبار علماء زمان بوده است تلمذ مىكردهاند و باهم جهتى مىداشتهاند ، روزى خدمت مولانا يعقوب عليهالرحمه از اين فقير پرسيدند كه تو در خراسان بودهاى مىگويند كه خدمت شيخ زين الدين الخوافى « 8 » خوابهاى مريدان را تعبير مىكنند و از آن اعتبار « 9 » بسيار مىگيرند ، گفتم آرى واقعست ، خدمت مولانا دست مبارك در ميان محاسن داشتند بعد از اين سخنان ايشان را غيبتى دست داد و دأب ايشان آن بود كه زمان زمان از خود غايب مىشدند ، در آن غيبت سر مبارك ايشان پيش سينه « 10 » افتاد چنان كه دو سه تار موى سفيد در فرجههاى انگشتان بماند بعد از
هامش
( 1 ) - بر : نقل كردند
( 2 ) - چپ : قدس سره
( 3 ) - مى : جائى كه در وقوف تردد نباشد نيست ، چپ : جائى كه در وقف تردد نباشد نيست
( 4 ) - بر : قدس الله تعالى سرهما ، مج : قدس الله تعالى سره
( 5 ) - بر : الى الطبيعه
( 6 ) - چپ : بازرود
( 7 ) - مى ، مج :
زين الدين خوافى مج ، چپ : زين الدين خوافى
( 8 ) - بر : اعتبارى برمىگيرند
( 9 ) - مى :
پيش سينه مىافتاد ، چپ : پيش سر افتاد
( 10 ) - مى : بماندى .