تعالى ارواحهم « 1 » بودهاند و ليكن اصحاب ايشان « 2 » بسيار و خدام بيرون از حد و شمارند و در اين مجموعه از اصحاب حضرت خواجه « 3 » كه ذكر كسى خواهد شد كه حضرت ايشان « 4 » سخنان از وى نقل مىفرمودند يا وى را ديده بودند و اگرچه « 5 » خواجه علاء الدين عطار اقدم و اعظم همه اصحابند و خليفه به حق و نايب مناب مطلقاند و اولى بتقديم ايشانند « 6 » اما ذكر ايشان بعد از ذكر همه اصحاب حضرت خواجه بزرگ ايراد « 7 » خواهد يافت ، بنا بر آنكه ذكر ايشان و خلفاء و اصحاب « 8 » و اتباع ايشان طويل الذيل است . قدس الله تعالى ارواحهم و روح اشباحهم
خواجه محمد پارسا
: « 9 » قدس الله تعالى سره ، ايشان خليفه دوم « 10 » حضرت خواجهاند و اعلم و اورع زمان و تذكره خاندان خواجگانند « 11 » قدس الله تعالى ارواحهم ، در مبادى احوال كه حضرت خواجه محمد پارسا آغاز ملازمت حضرت خواجه كردهاند ، روزى در اثناى مجاهدات و رياضات بدر خانه حضرت « 12 » خواجه آمده بودند « 13 » و بيرون در « 14 » منتظر ايستاده اتفاقا كنيزكى از « 15 » خادمات حضرت خواجه بيرون در آمده ، حضرت خواجه از وى پرسيدهاند كه « 16 » بيرون كيست ؟ وى گفته جوانى « 17 » است پارسا كه بر در منتظر ايستاده ، حضرت خواجه بيرون آمدهاند و خواجه محمد را ديدهاند « 18 » فرمودهاند كه شما پارسا بودهايد از آن روز باز ، كه اين لفظ بر زبان مبارك ايشان
هامش
( 1 ) - مى : تعالى سرهما ، چپ : قدس سرهما ، مج : تعالى روحهما
( 2 ) - مى : ( ايشان بسيار و خدام بيرون از حد و شمارند و در اين مجموعه از اصحاب ) افتاده
( 3 ) - مى : حضرت خواجه بزرگ ، چپ : حضرت خواجه قدس سره
( 4 ) - بر : ايشان از وى سخنان نقل
( 5 ) - مى ، چپ : حضرت خواجه
( 6 ) - بر : به تقديم ايشان اما
( 7 ) - بر : خواهد ايراد يافت
( 8 ) - مى :
( و اصحاب ) ندارد
( 9 ) - مى : حضرت خواجه محمد پارسا قدس سره
( 10 ) - بر : دويم
( 11 ) - مج ، چپ : خواجگان
( 12 ) - مى : حضرت خواجه بزرگ
( 13 ) - بر : آمدهاند
( 14 ) - چپ : بيرون شهر
( 15 ) - مى ، چپ : از خادمان
( 16 ) - مى : كه در بيرون ، چپ : كه بر بيرون ، مج : پرسيدهاند در بيرون
( 17 ) - مى : گفته كه جوانى ، بر : گفته جوان پارسا است كه
( 18 ) - مى ، مج : ديده فرمودهاند .