عنايت زيادت مىفرمودند ، وقتى ديگر فرمودهاند كه آنچه مولانا عارف در حق او گفت ما نيز همان مىگوئيم و برآنيم ، اما ظهور آن موقوف اختيار ما است ، و در آخر حيات مىفرمودهاند كه نسبت معنى باطنى كه گفته بوديم و اشارت كرده ، هرآينه ظهور خواهد كرد « 1 » اما خرسنگى « 2 » بر سر راه هست تا آن برخيزد و هم حضرت خواجه محمد پارسا قدس سره فرمودهاند كه حضرت خواجه بزرگ در آخر حيات در غيبت آن مخلص در حق آن مخلص « 3 » فرمودهاند كه هرگز از وى نرنجيدهام ، از هركسى سبب رنجش در وجود آمده است « 4 » و از وى نى ، اگر نقارى در ميان بوده باشد آن از طرف من بوده است كه بنا بر حكمتى و مصلحتى عارضى چند روز باطن « 5 » خود را از وى بازگرفته باشم ، اكنون باطن من به تمامى باور است است « 6 » و من بر همان قولم كه در حق او در راه حجاز در حضور اصحاب گفتهام و اكنون نيز اگر او حاضر بودى زياده از آن در حق او گفتمى و در آن حال نظر « 7 » بسيار اظهار فرمودند و بسيار ياد كردند و الحمد لله على ذلك :
بدين « 8 » اميدهاى شاخ در شاخ * كرمهاى تو ما را كرد گستاخ
و فرمودهاند كه حضرت خواجه بزرگ در مرض « 9 » اخير در غيبت آن مخلص در حضور اصحاب و احباب در حق وى فرمودهاند كه مقصود از وجود ما ظهور او است « 10 » او را بهر دو طريق جذبه و سلوك تربيت كردهايم اگر مشغول مىشود جهانى ازو منور
هامش
( 1 ) - بر : خواهند كرد اينجا در حاشيه نسخه مج و چپ نوشته شده : ( يعنى چون ما سفر آخرت اختيار كنيم آن معنى به ظهور خواهد آمد منه رحمه الله )
( 2 ) - مج :
خرسنگى اينجا در حاشيه نسخه مج و چپ نوشتهاند : ( حضرت خواجه بزرگ از وجود عنصرى خود به خرسنگ تعبير فرمودهاند منه رحمه الله )
( 3 ) - بر : در آخر حيات در غيبت آن مخلص فرمودهاند . مى : در آخر حيات در حق آن مخلص فرمودهاند كه
( 4 ) - مج ، چپ : ( و از وى نى ، اگر نقارى در ميان بوده باشد آن از طرف من بوده است ) از هر دو نسخه افتاده است
( 5 ) - بر :
( باطن خود را ) ندارد
( 6 ) - مج : باطن من با وى به تمامى راست است
( 7 ) - مى ، مج ، چپ : و نظر بسيار در آن حال اظهار فرمودند
( 8 ) - بر : برين اميدها
( 9 ) - مى : مرض آخر
( 10 ) - مى : از عبارت ( او است ) تا جمله : ( كه مقصود از وجود ما ظهور محمد است ) افتاده .