تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
محل اصحاب از خدمت امير سؤال كرده‌اند كه حضرت خواجه بهاء الدين در ذكر علانيه متابعت شما نكرده‌اند « 1 » امير فرمودند هر عملى كه بر ايشان مىگذرانند هرآينه بنا بر حكمتى است « 2 » الهى و اختيار ايشان در ميان نيست پس اين مصراع خوانده‌اند كه : « 3 » اى « 4 » همه تو من كيم چنان كه تو دارى « 5 » ، سخن خلفا و خواجگانست قدس الله تعالى ارواحهم « 6 » : اگر تو را بىتو بيرون آورده‌اند مترس و اگر خود بيرون آمده‌اى بترس .

ذكر كيفيت « 7 » نقل حضرت « 8 » خواجه و تاريخ وفات ايشان

قدس الله تعالى « 9 » سره : خدمت « 10 » مولانا محمد مسكين عليه‌الرحمه « 11 » كه از اكابر زمان بوده‌اند فرموده‌اند « 12 » شيخ نور الدين خلوتى در بخارا فوت شده بود ، حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى سره در مجلس تعزيه حاضر بودند « 13 » و اصحاب تعزيه آوازها بلند كرده بودند و ضعفا « 14 » نعره فرياد ناخوش مىكردند ، حاضران را از آن كراهت شد و منع كردند و هركسى سخنى مىگفت آنگاه « 15 » حضرت خواجه فرمودند « 16 » وقتىكه مرا وقت به آخر رسد ، من درويشان را مردن آموزم ، خدمت مولانا محمد مسكين فرموده‌اند كه هميشه آن سخن بخاطر من بود تا وقتىكه حضرت خواجه مريض شدند و در آن بيمارى كه مرض آخر « 17 » ايشان بود به كاروانسرا رفتند و در مدت مرض در حجره كاروانسرا مىبودند و خواص اصحاب به ملازمت ايشان مىنمودند و ايشان نسبت هر
هامش
( 1 ) - مج ، چپ : نكردند ( 2 ) - مى ، چپ : بر حكمت الهى است ( 3 ) - بر : مصراع ، چپ : مصرع ( 4 ) - مج : اين همه تو ( 5 ) - مى : تو دانى ( 6 ) - مج : قدس الله تعالى سره ( 7 ) - بر : ( كيفيت ) ندارد ( 8 ) - مى : ( حضرت ) ندارد ( 9 ) - مى : قدس الله سره ( 10 ) - مى : ( خدمت ) ندارد ( 11 ) - مى : و ( عليه‌الرحمه ) ندارد ( 12 ) - مى ، چپ : فرموده‌اند كه ( 13 ) - مى ، مج : حاضر بوده‌اند ( 14 ) - مج : و ضعيفان ( 15 ) - مى ( آنگاه ) ندارد ( 16 ) - مى : فرمودند كه مرا وقت آخر آيد مج ، چپ : فرمودند وقتىكه مرا وقت آخر آيد ( 17 ) - مج ، چپ : مرض اخير .