در مجلس افتتاح ذكر علانيه مىكردهاند ، حضرت خواجه برمىخاستند و از آن حوزه بيرون مىرفته و بر خاطر اصحاب اين معنى بهغايت گران مىآمده است . ليكن حضرت خواجه پرواى آن نمىكردهاند و در مقام رفع ثقل ايشان « 1 » نمىشدهاند اما در خدمت و و ملازمت امير كلال هرگز « 2 » دقيقهاى فروگذاشت نمىكرده و هميشه سر تسليم بر آستانت « 3 » ارادت و متابعت ايشان مىداشتهاند و امير روز به روز التفات به حضرت خواجه زياده مىكردهاند تا روزى جمعى از كبار اصحاب امير « 4 » در خلوتى بنا بر غيرتى كه داشتهاند حضرت خواجه را خوضى كردهاند و بعضى صفات « 5 » و احوال ايشان را در صورت قصور « 6 » و نقصان باز نموده و امير در آن خلوت هيچ نفرموده « 7 » تا وقتىكه جميع « 8 » اصحاب از خرد و بزرگ پانصد كس كمابيش در سوخارى به جهت عمارت « 9 » مسجد و جماعتخانه و منازل ديگر جمع آمده « 10 » بودهاند و هركس بكارى مشغول بوده ، چون كار گل به آخر رسيده و همه اصحاب پيش امير حاضر بودهاند ، در آن مجمع امير روى به خوضكنندگان كردهاند و فرموده « 11 » كه شما در حق فرزندم بهاء الدين گمان بد بردهايد و غلط كردهايد كه بعضى احوال او را بر قصور حمل فرمودهايد « 12 » شما او را نشناختهايد هميشه نظر خاص حق سبحانه شامل حال او است و نظر بندگان حق سبحانه تابع نظر حضرت « 13 » حق سبحانه ، در مزيد نظر به حال « 14 » او مرا صنعى و اختيارى نيست « 15 » پس حضرت خواجه را كه به خشت كشيدن مشغول بودند « 16 » طلبيدند و در آن مجمع روى
هامش
( 1 ) - چپ : آن جماعت
( 2 ) - مى : امير كلال دقيقهاى فرونمىگذاشتهاند ، مج : چپ ، هرگز دقيقهاى فرونمىگذاشتهاند
( 3 ) - مى ، چپ : آستان
( 4 ) - بر : ( امير ) ندارد
( 5 ) - مى : احوال و صفات
( 6 ) - مى : نقصان و قصور
( 7 ) - مى : نفرمودهاند
( 8 ) - مى :
كه جمعى از اصحاب خرد و بزرگ ، مج : كه جمع اصحاب از
( 9 ) - مى : ( عمارت ) ندارد
( 10 ) - چپ : شده بودهاند
( 11 ) - مى ؛ مج : و فرمودهاند
( 12 ) - مى : حمل كردهاند
( 13 ) - مج ، چپ : ( حضرت ) ندارد مى : جمله ( تابع نظر حق سبحانه ) ندارد
( 14 ) - مج : در مزيد نظر مرا به حال او
( 15 ) - چپ : هست
( 16 ) - مج : مشغول بود ، مى : بودهاند .