تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
خدمت مولانا بهاء الدين مرا طلبيدند « 1 » پس به تعجيل تمام « 2 » روان شدند و در آن نيمروز - « 3 » پيش از آنكه ديك از آتشدان فروگيرند بعد از آنكه آش رسيده بود ، در آن صحبت كه در قشلاق بود رسيدند و مسافت ميان ده ديك‌كران « 4 » و قشلاق خواجه مبارك « 5 » قريب بيست فرسنگ است و اول ملاقاتى « 6 » كه ميان حضرت « 7 » خواجه و مولانا دست داده است در آن صحبت بوده است ، حضرت ايشان ، مىفرموده‌اند كه مولانا بهاء الدين قشلاقى عليه‌الرحمه بزرگ بوده‌اند و حضرت خواجه بهاء الدين قدس الله « 8 » تعالى سره در بدايت ارادت به صحبت ايشان رسيده بوده‌اند ايشان فرموده‌اند كه ما را درويشى است كه هيمه « 9 » مطبخ مىكشد وى را مىبينيد و « 10 » ، حضرت خواجه بيرون آمده‌اند و آن درويش را ديده‌اند كه پشته خار خشك بر « 11 » پشت برهنه خود گرفته از صحرا به مطبخ مولانا مىآورده و دأب وى در خار كشيدن آن بوده است كه بر پشت برهنه مىكشيده است و آنكه خدمت مولانا ، حضرت خواجه را به ديدن وى « 12 » اشارت كرده‌اند از براى تنبيه ايشان بوده است بر كمال اخلاص در خدمت . حضرت ايشان بعد از تقرير اين حكايت روى به حاضران مجلس كردند « 13 » و فرمودند كه مردم « 14 » اين‌چنين خدمتهاى باخلاص « 15 » مىكرده‌اند و نياز و نيستى تمام پيش مىآورده ، لاجرم به دولتهاى عظيم كه فوق آن دولتى متصور « 16 » نيست مىرسيده‌اند ، اگر شما اين‌چنين خدمتها نمىتوانيد « 17 » پيش بردن ، بارى دانيد كه اين‌چنين مردم مىبوده‌اند .
هامش
( 1 ) - مى : مىطلبند ( 2 ) - مج : ( تمام ) ندارد ( 3 ) - مى : و در آن روز ( 4 ) - چپ : و يك كران ( 5 ) - مج : خواجه مبارك قرشى : چپ : خواجه مبارك رحمه الله ( 6 ) - بر : اول ملاقات كه ( 7 ) - چپ : مولانا خواجه ( 8 ) - چپ : قدس سره ( 9 ) - چپ : هيزم ( 10 ) - مى : وى را ببينيد ، مج ، چپ : وى را بينيد ، ( 11 ) - بر : بر پشت برهنه خود گرفته و آن خارها را از صحرا به مطبخ مولانا مىآورده ( 12 ) - مى : ايشان ( 13 ) - مى : كرده گفتند ، مج ، چپ : كرده فرمودند ( 14 ) - مى : كه درويشان ( 15 ) - مى : خدمتها كرده‌اند ( 16 ) - بر : دولتى منظور نبود ( 17 ) - چپ ، مى : خدمتها پيش نمىتوانيم بردن .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 94 | على بن حسين واعظ كاشفى